شمارهٔ ۱۰۶۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج عشقش سخن میگوید. او از گلهای خون دلش به خاطر معشوقش صحبت میکند که در دلش زخمی عمیق از رقیب مانده است. شاعر به این موضوع اشاره میکند که اگرچه ممکن است کسی بخواهد از معشوق دیگری بگوید، اما دلش نمیتواند به این موضوع تن دهد زیرا هنوز عشقش را فراموش نکرده است. او آرزو دارد تا در دل مردم جای گیرد و درد معشوقش را هم حس کند. همچنین میداند که معشوقش به سرعت میرود و علاقهای به او ندارد، اما هنوز هم به امید یک نگاه از او است. در پایان، شاعر به بینوایی و بیچارهگی خود اشاره میکند که حتی اگر یاری دیگر داشته باشد، او را حس نمیکند.
تا بکی توبه کنیم از می و دردم شکنیمتوبه کردیم که از توبه دگر دم نزنیم
هوش مصنوعی: تا کی باید از نوشیدن شراب و دردهایمان توبه کنیم؟ ما قبلاً توبه کردهایم و تصمیم داریم دیگر به توبه و برگشت صحبت نکنیم.
چشم صاحب نظرانست بر آنگونه چشمما هم از گوشه کناری نظری می فکنیم
هوش مصنوعی: چشم انسانهای دانشمند و با بصیرت به سوی چیزهایی است که مهم و قابل توجه هستند، اما ما هم از نقطهای دورتر نگاهی به آن چیزها میاندازیم.
نیست ما را خبر از گفت و شنید دو جهانبسکه از شوق بتان با دل خود در سخنیم
هوش مصنوعی: ما از گفتگوها و شنیدنها بیخبر هستیم، زیرا آنقدر شوق و عشق به معشوقان داریم که دلمان خود با خود در حال گفتوگو است.
زاهدا، قبله پرستی تو و ما یار پرستتو بدین عقل مسلمانی و ما برهمنیم
هوش مصنوعی: ای دلسوخته، تو به پرستش قبله مشغولی و ما به دوستپرستی، این در حالی است که با عقل مدعی مسلمانیم و ما به پیروان باورهای دیگر شبیه هستیم.
اهلی از ما سفر کعبه بعیدست بسیزانکه در میکده افتاده حب الوطنیم
هوش مصنوعی: ما از سفر به کعبه دوریم، چون دلباخته وطنمان هستیم و به میکده وابستهایم.