شمارهٔ ۱۰۷۲
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و عزم جدایی از کسانی است که به عشق آسیب میزنند. شاعر از وصال با افرادی که ناپاکاند و به عشق خیانت میکنند، ابراز تنفر میکند و به صراحت میگوید که از چشمپوشی از عشق و معشوقهاش کنارهگیری نخواهد کرد. همچنین، او تأکید میکند که اگرچه دوری و جدایی سخت است، اما نمیخواهد به فریادها و نالههای دیگران توجه کند و به دنبال عشق خالص و واقعی است.
همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردمکه نام عاشقی چون بشنود من در دلش گردم
هوش مصنوعی: خوشحالی من همین است که حتی اگر از جمع محبوب دور باشم، وقتی نام عشق را میشنوم، در دل او حضور دارم.
عجب بحریست عشق او که گر در خون شوم غرقههنوز آن زهره ام نبود که گرد ساحلش گردم
هوش مصنوعی: عشق او همانند دریا و عمیق و وسیع است. حتی اگر در عمیقترین غمها و دردها فرو بروم، باز هم احساس میکنم لایق نزدیک شدن و حضور در کنار او نیستم.
ز شوق دست و تیغ او برقص آیم گه کشتناگر آندولتم باشد که مرغ بسملش گردم
هوش مصنوعی: از عشق او به وجد آمدهام و چنان سرمست هستم که حتی اگر قرار باشد کشته شوم، باز هم رقصان در حضورش خواهم بود و خود را به او تسلیم میکنم. مثل پرندهای که زخمی است و به دام افتاده.
چو گل از غنچه آنمحمل نشین چونروی بنمایدبهل ایساربان باری که گرد محملش گردم
هوش مصنوعی: چون آن گل از غنچه خارج میشود و زیباییاش را به نمایش میگذارد، من هم در کنار او خواهم بود و به دور او میچرخم.
من آن دیوانه ام اهلی که با مجنون چو بنشینمز داغ عشق و سوز دل چراغ منزلش گردم
هوش مصنوعی: من آن شخص دیوانهای هستم که اگر با مجنون بنشینم، به خاطر درد عشق و سوز دل، به روشن کردن چراغ خانهاش مشغول میشوم.