شمارهٔ ۱۱۱۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر yearning (آرزو) عمیق و عشق شاعر به معشوقی خاص است. او آرزو دارد که از غبار کوی معشوق بگذرد و به او برسد. شاعر در احساساتش غوطهور است و از غم و حسرت به شدت میسوزد. باوجود این، هرچه بیشتر به عشقش میسوزد، کمتر میتواند به معشوق نزدیک شود. او خود را ذرهای کوچک در مسیر عشق میبیند و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. همچنین، او از حسودان و طعنهزنان رنج میبرد و آرزو دارد با دلی شکسته و پر از عشق به معشوق نزدیک شود.
بپای سرو تو افتاده ایم و مدهوشیمبیاد قد تو با سایه ات هم آغوشیم
هوش مصنوعی: ما به خاطر زیبایی تو، همچون سرو، خود را به پای تو انداختهایم و از این محبت دچار شگفتی و حیرت هستیم. به یاد قد و قامت تو، با سایهات در حال نزدیکی و آشتی هستیم.
بدام کس نفتد طایر فلک هرگزتو صید ما نشوی ما بهر زه میکوشیم
هوش مصنوعی: هرگز طایر فلک به دام کسی نمیافتد؛ تو هم هرگز صید ما نخواهی شد، ما برای به دست آوردنت سخت تلاش میکنیم.
حقوق صحبت دیرینه یاد کن ساقیکه سالهاست که از خاطرت فراموشیم
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که سالهاست از حق صحبت و دوستی قدیمیامان فراموش شدهایم، ای ساقی!
اگر بحلقه بزمت نه ایم ایشه حسنبر آستان ز غلامان حلقه در گوشیم
هوش مصنوعی: اگر به میهمانی تو نیایم، زیباییات بر درگاهت همچون غلامانی است که حلقهای در گوش دارند و در آنجا منتظرند.
رقیب با تو بگفتار و ما چو شمع از دورزبان بریده بحسرت نشسته خاموشیم
هوش مصنوعی: رقیب با تو صحبت میکند، اما ما مانند شمعی از دور، قطع کلام کرده و با حسرت بیصدا نشستهایم.
چنان ز هجر تو ما تشنه هلاک خودیمکه زهر خوشتر از آب حیات مینوشیم
هوش مصنوعی: ما به اندازهای از دوری تو بیتاب و تشنهایم که حتی زهر را به آب زندگی ترجیح میدهیم.
اگر ز عشق کسی عیب ما کند اهلیمگو خموش که ما عیب خود نمی پوشیم
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر عشقش به ما ایرادی بگیرد، نباید سکوت کنیم. زیرا ما عیبهای خود را پنهان نمیکنیم.