شمارهٔ ۱۱۱۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق صحبت میکند. او میگوید اگر معشوق او را ترک کند، صبر خواهد کرد و نمیخواهد از او دور شود. شاعر از خوشی و خضوعی که در سجده درگاه معشوق احساس میکند، سخن میگوید و آرزو دارد که به خاک درگاه او تبدیل شود. او از معشوق میخواهد که به سراغش بیاید، زیرا در غیاب او احساس تاریکی میکند. شاعر همچنین به تحکم و غیرت خود اشاره میکند و میگوید که نمیخواهد در عشقش به کسی حسادت کند. در نهایت، او به طلب جرعهای شراب از معشوق اشاره میکند تا از عشق او مست شود.
ترک خوبان گرچه از دست ملامت میکنیمچون بهشتی صورتی دیدم قیامت میکنم
هوش مصنوعی: هرچند که از رفتار نیکوکاران ناخرسند میشویم، اما وقتی زیبایی عالمی را میبینم، همهی آن ناملایمات را فراموش میکنم.
ذکر دل گر میکنم بر من گمان دل مبرمن حدیثی با تو از روز سلامت میکنم
هوش مصنوعی: اگر دربارهٔ احساساتم صحبت کنم، امکان دارد فکر کنی که دل به من نمیسپاری. اما با تو داستانی از روزهای خوب و خوشحالیام را در میان میگذارم.
میکنم عرض نیازی گر سگت را جان دهمتا نپنداری که اظهار کرامت میکنم
هوش مصنوعی: اگر نیازمندی را بیان کنم و حتی جانم را برای سگ تو فدای کنم، این را به این معنا نمیگیر که من کاری بزرگ و شایسته انجام میدهم.
مستم و دیوانه و حسن پری پیش نظرلاجرم خود را برسوایی علامت میکنم
هوش مصنوعی: من در حالتی سرمستی و دیوانگی با زیبایی پریچهرهای که در برابر من است، به ناچار خود را نشان میدهم و علائم ناتوانی و ضعف خود را بروز میدهم.
سجده بت کردم و آتش زدم در خانقهکافرم گر هیچ پروا از ندامت میکنم
هوش مصنوعی: من در برابر بت سجده کردم و در خانقاه آتش افروختم. بیتوجه به ندامت و پشیمانی که ممکن است داشته باشم، کافر هستم.
غرقه بحر غمم از اضطرابم چاره نیستمن نه بیصبری ز راه استقامت میکنم
هوش مصنوعی: من در دریای غم غرق شدهام و از نگرانی هیچ راه حلی ندارم. نه از بیصبری است؛ بلکه با استقامت ادامه میدهم.
گرچه درویشم چو اهلی همتی دارم بلندزان سبب میل بتان سرو قامت میکنم
هوش مصنوعی: اگرچه من فردی فقیر و بیچیز هستم، اما اراده و همتی بزرگ دارم. به همین دلیل است که به زیباییها و محبوبیتهای دنیا گرایش پیدا میکنم.