شمارهٔ ۱۱۸۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر در لحظههای پایانی زندگی پرداخته است. شاعر از معشوق میخواهد که در این ساعتها به او آرامش ببخشد و تلخی مرگ را برایش شیرین کند. او به عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که خاطرات خوبی را با لبهای شیرینش به یادش آورد. شاعر با اشاره به اشک و غم، به زردی چهرهاش در این لحظات اشاره کرده و از معشوق میخواهد تا زلفهایش را باز کند و به دل بیمار او توجه کند. در کل، شاعر از عشق و زیبایی به عنوان تسکینی برای دردهایش در هنگام مرگ یاد میکند.
گر با من مستی حذر از بیهده گو کندر سینه من آی و در فتنه فرو کن
هوش مصنوعی: اگر با من خوشگذرانی میکنی، از بیهودهگویی دوری کن. به دل من بیا و خود را در آشفتگی غرق کن.
چون غنچه دمد بوی ترا ایگل ز دل منزنهار که بشکاف دل ریشم و بو کن
هوش مصنوعی: وقتی که بوی تو در فضا پیچید، ای گل! از دل من غم و درد را رها کن و بگذار این دل شکسته را حس کنی.
ای قبله پرست از بت ما شرم نداریتا چند کنی سجده گل روی باو کن
هوش مصنوعی: ای معشوق من، از بت من خجالت نمیکشی؟ تا کی میخواهی در برابر زیبایی گل مانند او سجده کنی؟
کاری نکنی دیده زهاد که شورستساقی می ازین طایفه پنهان بسبو کن
هوش مصنوعی: اگر کاری نکنی که چشم زاهدان را به خود جلب کند، پس خوشا به حالت، که میتوانی از این جماعت پنهانی مینوشی.
چوگان سر زلف بر آور بسر دوشسرهای عزیزان همه در معرکه گو کن
هوش مصنوعی: با نگاهی به زیبایی و جذابیت، به جاهای مهم و باارزش توجه کن و در میان رزم و چالشها، سرهای گرانبها را برجسته کن.
ای تشنه می شیره رز آب حیاتستتا زهر نگردد حذر از عربده جو کن
هوش مصنوعی: ای کسی که از محبت و عشق تشنهای، بدان که نوشیدن شراب عشق، مانند آب حیات است. پس برای اینکه دچار خفگی و زهر عشق نشوی، از هیاهوی زندگی بپرهیز و به دنبال آنچه که زندگیبخش و زندهکننده است برو.
رخسار نکو آینه صنع الهی استاهلی به ادب سجده آن روی نکو کن
هوش مصنوعی: چهره زیبا مانند آینهای است که هنر خداوند را نمایان میکند. آدمی باید با ادب و احترام، در برابر آن زیبایی سر تعظیم فرود بیاورد.