شمارهٔ ۱۲۱۳
هوش مصنوعی: غمی که از بلا نصیب مسکین تو میشود، تلخیهای زیادی دارد، اما یک خنده شیرین تو میتواند همه آنها را جبران کند. حتی اگر غمگینی وجود داشته باشد، هر کسی که به مدت کوتاهی با عاشق غمگین تو باشد، به آرامش میرسد. من از غم میمیرم، اما اگر صبح به تو برسم، پروانهای سوخته را در نزدیکی تو میبینم. دیگر مثل دیگران فریب عشوههای تو را نخواهم خورد، چون من عاشق قدیمیام و اینگونه عشق را میشناسم. اهلی در چنان عافیتی چون گل در قبای خسرو به سر میبرد، اما خاری از لباس پشمین تو بر او میخورد.
از بسکه نازک است چو گل طبع و خوی توخورشید ذره ذره درآید بکوی تو
هوش مصنوعی: چون لطافت و ویژگیهای تو شبیه گل است، نور خورشید به آرامی و با احتیاط میآید تا به سمت تو بیفتد.
ما مست نکهت تو نه امروز ای گلیمپیش از شکفتن تو شنیدیم بوی تو
هوش مصنوعی: ما امروز به خاطر خوشبویی تو سرمست هستیم، اما قبل از اینکه تو شکوفا شوی، بوی تو را شنیده بودیم.
تو آتشی گرت بپرستیم عاقبتآتش زند بخرمن ما شمع روی تو
هوش مصنوعی: اگر تو را پرستش کنیم و به عشق تو آتشبسازیم، در پایان همان آتش خاکستر ما را خواهد سوزاند و به پایان خواهد رساند، همانگونه که شمع در برابر نور چهرهی تو میسوزد و تمام میشود.
ما تشنه چون سکندر و تو چشمه حیاتتا زنده ایم کم نشود آرزوی تو
هوش مصنوعی: ما همچون سکندر به شدت تشنهایم و تو مانند چشمه زندگی هستی. تا زمانی که زندهایم، آرزوی تو هرگز کاهش نخواهد یافت.
آن شمع روشنی که چو پروانه مرغ دلگر آتشش زنی نگریزد ز سوی تو
هوش مصنوعی: آن شمعی که دل پروانه را روشن میکند، اگر آتشاش را به سوی تو ببرند، از تو دور نمیشود.
دیوانه ایم و با سر زلفت به پیچ و تابکس درنیافت سلسله مار موی تو
هوش مصنوعی: ما دیوانهایم و با لبههای پیچیدهی موهایت گم شدهایم؛ هیچکس نتوانسته است رمز و راز این زنجیر موی تو را درک کند.
اهلی بجستجوی تو در عالم آمدستخواهد شد از جهان بهمین جستجوی تو
هوش مصنوعی: انسانی به دنبال تو در جهان آمده است و در نتیجهی همین جستجو، از این دنیا خواهد گذشت.