شمارهٔ ۱۲۶۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که به تشنهها آب بدهد و با عشق، شرابی به او عطا کند. او از ساقی میخواهد که جامی پر از شراب خوشمزه و روحافزا به او بدهد تا بنوشد. شاعر سوال میکند که آیا زندگی ابدی خضر بهتر است یا شراب لعل، و در این راستا به زلف محبوب اشاره کرده و از او میخواهد که عشقش را به او بدهد. او به زیبایی و خوشحالی ناشی از شراب اشاره کرده و از حکیم میخواهد که از شراب لعل دلخوشکنندهای بسازد. در پایان، شاعر از زاهد میخواهد که از زیباییهای عشق و حالتی که دل را خوش میکند، سخن نگوید.
نوح اگر طوفان او افسانه مردم شدهصد چو آن طوفان در آب دیده ما گم شده
هوش مصنوعی: اگرچه قصه طوفان نوح در بین مردم مشهور است، اما در دل ما همچون آن طوفان، بسیاری از خاطرات و مشکلات دیگر به فراموشی سپرده شدهاند.
شهسوارا، تا تو جولان میکنی بر رخش نازبس سر پاکان که خاک راه و زیر سم شده
هوش مصنوعی: ای سوار دلیر، تا زمانی که بر مرکب خود میتازی و جولان میدهی، به یاد داشته باش که بسیار از پاکان و بزرگمنشان، خاک راه تو و زیر سم اسبهایت شدهاند.
تند میرانی و بس کز هر طرف آهیست گرممرکبت غرق عرق از فرق سر تا دم شده
هوش مصنوعی: به سرعت میتازی و از هر سو صدایی بلند است، بهطوریکه اسب تو از سر تا دم غرق عرق شده است.
سوختم تا شب سگش را خفته دیدم بر زمینبهر او خاکستر من بستر قاقم شده
هوش مصنوعی: در شب، وقتی دیدم که سگ او خوابیده بر زمین، من برای او سوختم و خاکستر وجودم تبدیل به بالشت و زیراندازش شد.
پیش رندان قصه قارون مگو در میکدهزانکه صد قارون نهان در پای خاک خم شده
هوش مصنوعی: در میکده، از داستان قارون صحبت نکن، زیرا در این مکان، افراد بسیاری وجود دارند که به اندازهی او ثروتمند و پنهان شدهاند.
میرمد آهوی چشم مست او از مردمانزان سبب اهلی چو مجنون وحشی از مردم شده
هوش مصنوعی: چشمهای مست او همچون آهویی خرامان است که از میان مردم میگذرد. به همین خاطر، مجنون به حالتی وحشی و دور از انسانها در آمده است.