شمارهٔ ۱۲۶۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حسرت و فراق معشوق اشاره میکند و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از خواب بیدار شده و با اشتیاق به یاد معشوق خود نشسته است. درد و رنج او ناشی از دوری از محبوبش است که او را به شدت آزار میدهد. شاعر به توصیف حال خود میپردازد و میگوید که چگونه غم معشوقش دلی پرآشوب به او داده است. او همچنین به سختیهای این عشق و نالههایش اشاره میکند و در نهایت به دشواریهای این عشق و تأثیرش بر زندگی خود اشاره دارد.
در حسرت تو مردن ما از حیات بهبی التفاتیت ز هزار التفات به
هوش مصنوعی: ما به خاطر حسرت تو از زندگی میگذریم و تو به ما توجهی نداری، در حالی که هزاران بار به تو توجه کردهایم.
صد جان فدای باده عشقت که این شرابهرچند آتش است ز آب حیات به
هوش مصنوعی: جانم را فدای شراب عشق تو میکنم، زیرا این نوشیدنی هرچند که آتشین است، از آب حیات بهرهمند است.
کی نیشکر چو قد تو شیرین شمایل استکاین نخل میدهد رطبی از نبات به
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که قامت تو به اندازهی نیشکر شیرین باشد، در حالی که این نخل، رطوبتی از گیاهان به ما میدهد؟
بازی خورد فرشته از آنرخ چه جای عقلایشاه حسن، عقل درین عرصه مات به
هوش مصنوعی: فرشته از زیبایی آن چهره فریب خورد، در چنین موقعیتی چه جایی برای عقل و درک وجود دارد؟ عقل در این زمینه کاملاً ناامید و ناتوان است.
اهلی کسیکه عاشق و مست است و پاکبازانصاف اگر بود ز ملک در صفات به
هوش مصنوعی: آدمی که عاشق و سرمست باشد و از خودگذشتگی کند، اگر انصاف و عدل در صفاتش باشد، از مقام و ویژگیهای ملک (مَلکوت) برتر است.