شمارهٔ ۱۲۹۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج خود میگوید و آرزو دارد که محبوبش در کنارش باشد تا آرامش یابد. او از درماندگی و دلتنگیاش سخن میگوید و خواستار این است که محبوبش به او توجه کند و غمها و داغهایش را با حضور خود تسکین دهد. شاعر همچنین از اینکه زندگیاش تحت تأثیر آرزوی محبوب است، ابراز نگرانی میکند و در پایان از ترس مرگ و بار شدن آلامش بر دوش دیگران صحبت میکند.
با دیگران بعشوه سخن هر نفس کنیبیچاره من که چون رسم از دور بس کنی
هوش مصنوعی: تو با دیگران ناز و کرشمه حرف میزنی، اما من دلم را به دقت به دور از خودت بستهام و اکنون بیچاره و تنها ماندهام.
دانم که هست با همه جورت نظر بمنکز من چو بگذری نظری بازپس کنی
هوش مصنوعی: میدانم که با وجود همه سختیها، به من توجه داری و وقتی از کنار من میگذری، دوباره به من نگاه میکنی.
هرگز هوس بصحبت من نیستت ولیکی مدعی گذارد اگر هم هوس کنی
هوش مصنوعی: هرگز تمایلی به صحبت با من نداری، اما اگر روزی خواسته باشی، چه کسی است که در این مورد ادعایی داشته باشد؟
زینسانکه شیوه تو همه ناز و سر کشی استایسرو ناز مشکل اگر میل کس کنی
هوش مصنوعی: از آنجایی که طرز رفتار تو همیشه ناز و دشواری است، اگر بخواهی کسی را بخوانی، کار سختی خواهد بود.
اهلی بهوش باش که خواب غم آوردگر گوش بر فسانه من یکنفس کنی
هوش مصنوعی: مواظب باش، زیرا خواب و خیال میتواند غم و اندوه به همراه داشته باشد. اگر گوش فرا دهی و حتی برای یک لحظه به داستان من توجه کنی، ممکن است دچار این غم شوی.