شمارهٔ ۱۲۹۸
هوش مصنوعی: این شعر اشاره دارد به اهمیت محبت و عدم آزار دیگران. شاعر در روز قیامت تأکید میکند که هیچ کس یار دیگری نخواهد بود و بهتر است انسان در راه محبت راستگو و درستکار باشد. اگر محبت واقعی داشته باشیم، نیاز به سایه دیگران نخواهیم داشت و همه موجودات، چه خار و چه گل، در برابر باد خزان یکسان خواهند شد. همچنین در پایان، شاعر میگوید که انسان واقعی کسی است که بار دیگران را بر دوش بگذارد و به کمک آنها بشتابد.
تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشیدر غم آن منِ دلخسته به ماتم بکشی
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی به خاطر زیبایی من غم بخوری و به حال من دلشکسته گریه کنی؟
مردم از دست تو تا چند ترا جور بودنه که خوبی به تو دادند که آدم بکشی
هوش مصنوعی: مردم تا چه زمانی تحمل تندخویی و بدخلقی تو را خواهند داشت؟ آیا این خوبیها به تو اجازه میدهد که به دیگران آسیب برسانی؟
گر به عیسینفسی جان بدهد باز لبتجان من خلق جهان را به تو یک دم بکشی
هوش مصنوعی: اگر جان من هم به نفس عیسی باشد، اما لبهای تو جان من را به یک لحظه از تمام خلقت بگیرند، باز هم اصرار دارم که همه چیز را فدای تو کنم.
چون همه عالم از انفاس تو جان یافتهاندنیست کس را سخنی گر همه عالم بکشی
هوش مصنوعی: چون تمام مخلوقات با نفسهای تو زندگی کردهاند، اگر همه آنها را هم از بین ببری، هیچکس حرفی نخواهد زد.
اهلی سوخته چون شمع چه کردست که توهم بسوزی ز غم خویشتن هم بکشی
هوش مصنوعی: اهلی سوخته چون شمع، چه کار کرده که تو هم باید از غم خود به سوزی و خود را نابود کنی؟