شمارهٔ ۱۳۲۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات عمیق عاشقانه خود سخن میگوید. او محبوبش را به عنوان طبیب جان بیمارش توصیف میکند که بویی آشنا دارد و از او میخواهد که نشان دهد آیا واقعاً یار اوست یا نه. شاعر در عین حال به حس غیرت خود اشاره میکند و میگوید که نمیخواهد راز دلش را با رقیبانش در میان بگذارد. او از رابطهاش با محبوبش صحبت میکند و میگوید هرچند که ممکن است به خوشی دست نیابد، اما همین که او دلدارش است، او را شاد میکند. به طور کلی، شعر به بیان عشق، غیرت و وابستگی عاطفی پرداخته است.
از رشگ رخت گر دل گل درد نکردیگل در تب گرم این عرق سرد نکردی
هوش مصنوعی: اگر به خاطر زیبایی تو قلبم درد نمیکشید، پس چرا در شرایط گرم و آتشین عشق، عرق سرد بر تنم نشسته؟
گر عشق خریدار رخ زرد نبودیاکسیر محبت رخ ما زرد نکردی
هوش مصنوعی: اگر عشق نبود و کسی برای چهرهٔ زرد ما ارزش قائل نمیشد، پس هیچگاه محبت ما نیز چهرهامان را زرد نمیکرد.
ایکاش نم از خون دلم خاک گرفتیتا گرد تو خیل و سپهت گرد نکردی
هوش مصنوعی: ای کاش، اشکهای قلب من به قدری بود که خاک را تمسخر میکرد و دور تو جمع نمیشدند.
گر آهوی چشم تو نبردی دلم از دستمجنون صفتم از دو جهان فرد نکردی
هوش مصنوعی: اگر چشمهای زیبا و دلربای تو نبود، من هرگز عاشق مجنون نمیشدم و دلم هیچگاه از دست نمیرفت.
دورست سگ کوی تو ار مردمی ارنهشب عربده با عاشق شبگرد نکردی
هوش مصنوعی: اگر اهل محبت و انسانیت هستی، دوری از کوی محبوب تو را نمیسوزاند؛ اما اگر چنین نیستی، شبها با صدای عاشقی که در تنهایی میگردد، آرام نمیگیری.
اهلی سگ مرد ره عشقست بمردیگر مرد نبودی سخن از مرد نکردی
هوش مصنوعی: اهلی، اهل عشق و وفاداری است. اگر کسی واقعاً مردانه رفتار کند، باید در عشق خود ثابت قدم باشد و در غیر این صورت، اصلاً نباید از مردانگی سخن بگوید.