شمارهٔ ۱۳۵۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حسرتها و آرزوهای خود میپردازد و بیان میکند که حتی با وجود ستم و苦های زندگی، دلی پر از شوق و علاقه دارد. او به ارتباط خود با معشوق اشاره میکند و به این نکته تأکید میکند که در جستجوی رحمت و آرامش به جای اینکه به دنبال فرصتی باشد، باید به عمق وجود خود و تلاش خود برای دستیابی به عشق و زیبایی توجه کند. همچنین، شاعر بهشت و زیباییهای آن را به عنوان آرزویی دیگر به تصویر میکشد و پایاننامهاش را از طریق نیازی به کشف حقیقت و تجربیات واقعی در میکده و در کعبه بیان میکند. در نهایت، او از مخاطب میخواهد به دنبال آنچه واقعاً میخواهد برود.
گیرم دل من از غم دیوانه زیست باریدر عالم از غم دل وارسته کیست باری
هوش مصنوعی: اگرچه دل من به خاطر غم دیوانه شده، اما آیا در این دنیا کسی هست که از غم دل رها باشد؟
ایشمع از آن پریرو و دیوانه گر نگشتیاین گریه از چه داری و آن خنده چیست باری
هوش مصنوعی: اگر تو از این پری زیبا و دیوانه نشدی، پس این گریهای که داری به چه دلیل است و آن خندهات برای چیست؟
هرچند مهر گردون رحمی بکس نداردبر من بچشم رحمت گردون گریست باری
هوش مصنوعی: اگرچه آسمان نسبت به من رحم و شفقتی ندارد، اما بار دیگر با نگاه رحمت به من نگریست.
ای من غلام رویت گر میکنی قبولمپیش من این غلامی آزادگی است باری
هوش مصنوعی: اگر تو مرا بپذیری، من به خاطر روی تو همچون بندهای در خدمتت هستم. اما بدان که این بندگی برای من نوعی آزادی است.
یاران بکامرانی مرد غمت نبودنداهلی بنامرادی مردانه زیست باری
هوش مصنوعی: دوستان و یاران در زمان خوشی و کامیابی با تو نیستند، اما مردی مانند اهلی بنام راد که در سختیها و غمها زیسته، راستین و با دل و جرأت است.