شمارهٔ ۱۳۶۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از احساسات عاشقانه خود سخن میگوید. او از دلباختگی و شوق بیپایان عاشقانه صحبت میکند و به قدرت نگاه معشوق اشاره دارد که دلها را به تسخیر در میآورد. شاعر همچنین به کشته شدن عاشقان در پای معشوق میپردازد و از ارادت و وفاداری آنها به عشق میگوید. در نهایت، به شعلهوری و جانفشانی پروانهها برای شمع محبت نیز اشاره میشود.
از خون دیدها شد کوی تو لالهزاریبس دیده خاک ره شد کو چشم اعتباری
هوش مصنوعی: خیابان تو به خاطر اشکهایی که ریخته شده، مانند لالهزارهایی شده است و آنجا که مردم به تو نگاه کردهاند، چنان شده که این نگاهها دیگر ارزش و اعتباری ندارد.
از جلوههای امکان چندان که نقش بستمصورت نبست در دل شکل تو گلعذاری
هوش مصنوعی: هرگاه که خواستم زیباییهای ممکن را به تصویر بکشم، نتوانستم به قلبم شکل تو را برسانم که مانند گلهای زیباست.
آیینه جمالت هر چند سوخت جانمهرگر مباد او را بر دل ز من غباری
هوش مصنوعی: هرچند زیبایی تو باعث سوختن جانم شده، اما هیچگاه نخواهم گذاشت که ذرهای غبار بر دل من از او بماند.
شادم که رشته جان، شد دام صحبت توکی بهتر از تو افتد در دام من شکاری
هوش مصنوعی: خوشحالم که زندگیام به گفتوگو با تو گره خورده است. چه کسی بهتر از تو میتواند در چنگ من بیفتد؟
هر چند بار جورت جان سوخت عاشقان راگر بر کسست ناخوش ما را خوشست باری
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بارها محبت تو جان عاشقان را آتش میزند، اگر دیگران از تو ناراضی باشند، برای ما هیچ اشکالی ندارد.
خلق از هوای عالم در دست باد دارندخوش وقت آنکه دارد در دست زلف یاری
هوش مصنوعی: آدمها تحت تأثیر شرایط محیطی و تغییرات دنیا هستند، ولی خوشبخت کسی است که در آغوش محبوبش و در کنار او آرامش دارد.
اهلی ز سنگ خوبان کنج لحد حصارستآسوده شو که نبود زین خوبتر حصاری
هوش مصنوعی: به آرامش و آسودگی در کنار زیباییها و خوبان دقت کن، زیرا هیچچیز بهتر از این امنیت و حفاظت را نمیتوان یافت.