شمارهٔ ۱۳۶۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر درباره احساسات عمیق و دردناک عشق و جدایی سخن میگوید. او به دلا و گریهاش اشاره میکند و میگوید که در این دلتنگی، نمیتواند با دیگران تماس بگیرد. شاعر به زیبایی رفتار معشوق اشاره میکند و از این که زخمیاش کرده است، گلایه میکند. او همچنین به حال بیداران و دردهای دل اشاره میکند و از بیتوجهی معشوق و غفلت او صحبت میکند. در نهایت، شاعر به تلاش و همت برای رسیدن به عشق و کامیابی اشاره میکند و از پایداری در برابر مشکلات سخن میگوید.
باز دل میبردم عشوه سرو نازیناخنی باز بدل میزندم شهبازی
هوش مصنوعی: دوباره دلم را میبرم با زیباییهای معشوق، مثل یک سرو خوش قد و قامت که با ناز و عشوه خود دل میبرد. باز هم به سوی دلم میرد و مانند یک شاهباز، آزادانه حرکت میکند.
مرغ دل سر و قدی جست و ز طوبی بگذشتطایر همت ما کرد عجب پروازی
هوش مصنوعی: پرندهای که نشان از دل ما دارد، با زیبایی و قامت بلندش از درخت طوبی گذشت. این پرنده، نشاندهنده تلاش و اراده ماست که پروازی شگفتانگیز انجام داد.
کی شود همنفس و همدم ارباب وفاسرو نازی که نگاهی نکند بی نازی
هوش مصنوعی: چه زمانی ممکن است که معشوق وفادار و زیبای من، که حتی یک نگاه بیتوجه به من نمیاندازد، همنفس و همدم من شود؟
ایکه چشم تو زند مرغ دل صید به تیرکس چو چشم تو ندید آهوی تیر اندازی
هوش مصنوعی: چشمان تو آنچنان دل مرا به دام میاندازند که هیچکس دیگری نتوانسته است. هیچ آهو یا تیراندازی را نمیتوان با نگاه تو مقایسه کرد.
عاشقان در قدمت مور صفت کشته شدندصد هزاران که نیامد ز یکی آوازی
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر عشق تو مانند موری زیر پا رفتند و کشته شدند، اما هیچیک از آنها صدا و فریادی از خود برنیاوردند.
اهلی از شمع محبت کسی افروخت چراغکه چو پروانه سر مست بود جانبازی
هوش مصنوعی: شخصی با عشق و محبت خود شمعی را روشن کرده است، به گونهای که دیگران چون پروانههای شیدا، در اطراف آن میچرخند و خود را در خدمت و قربانی آن عشق قرار میدهند.