شمارهٔ ۱۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش یک ستاره خوشبختی و نیک بختی میپردازد که به مسکینان و درویشان نظر لطف میکند. شاعر با اشاره به وضعیت خود، از پرتو این ستاره خواستار توجه و کمک به دیگران است، حتی اگر خود چیزی برای بخشیدن نداشته باشد. همچنین به وضعیت در شهر و رفتار مردم اشاره میکند که در پی سودجویی هستند، ولی او با امید و خوشبینی ادامه میدهد.
ای نجم سعادت اثرای کوکب مسعودبر اهلی مسکین فکن از لطف نگاهی
هوش مصنوعی: ای ستاره شادکامی، لطفی کن و چشمی به من، انسان بیچاره، بنداز.
خواهند جو و کاه خران از من درویشبا آنکه به دستم نبود برگ گیاهی
هوش مصنوعی: خران از من درویش جو و کاه میطلبند، در حالی که من حتی برگ گیاهی هم در دست ندارم.
از چنگ خران باز خرم زانکه درین شهرشاعر به جوی کس نخرد بلگه بکاهی
هوش مصنوعی: از سختیها رهایی یافتم، چرا که در این شهر کسی به شعر و هنر توجهی ندارد. من هم به خاطر این بیتوجهی به خواب میروم.