شمارهٔ ۳۸۱
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و هنر شهر شیراز اشاره دارد و حسرتی را بیان میکند که در این شهر هنری کسی به کمک شاعر نمیآید. شاعر از این دریای هنر میگوید که به نظرش خالی از بخشش و یاری است و به خداوند دعا میکند تا کسی بیاید و او را نجات دهد.
شیراز که کس درو هنر نپذیردبحریست که ماهیش بخشگی میرد
هوش مصنوعی: شیراز جایی است که کسی در آن هنر را نمیشناسد، مانند دریایی است که ماهیهایش به خاطر بخشش و نیکی میمیرند.
افتاده بورطه هلاکم زین بحریارب برسان کسی که دستم گیرد
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از وضعیت ناامیدی خود صحبت میکند و در میانهی دریای مشکلات غرق شده است. او از خدا میخواهد که کسی را به کمک او فرستد تا دستش را بگیرد و نجاتش دهد. این بیان نشاندهندهی طلب یاری از دیگران و احساس نیاز به حمایت در موقعیتهای سخت است.