بخش ۱۰ - از حشو مصارع اول این قصیده این قطعه بر می خیزد
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و توصیف یک شخصیت بزرگ و سخنور میپردازد. شاعر بر این باور است که تنها کسی که میتواند به زیباییهای سخن بپردازد، خود آن شخصیت است و هیچکس دیگری نمیتواند به این خوبی از عواطف و معانی سخن بگوید. همچنین، شاعر به رحمت و لطف این شخصیت اشاره میکند و میگوید که بدون نسیم محبت او، کسی نمیتواند از مشکلات و سختیها رها شود. شخصیت مورد نظر همچون کعبهای از رحمت است و در دسترس همه قرار دارد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که اگر این شخصیت به ستایش سخن نپردازد، هیچ ارزشی نخواهد داشت و هیچکس نمیتواند به عظمت کلام او پی ببرد.
کلک ملک سخن که سخیستدم توفیق همدمت بوده
هوش مصنوعی: نقشنگار سخن که بخشنده است، در لحظه کامیابی تو، یار و همدم تو بوده است.
غیرکلکت کسی ز زلف سخنگره نظم و نثر نگشوده
هوش مصنوعی: هیچ کس به جز تو از زلفت نتوانسته است به زیبایی سخن بگوید و در نظم و نثر خود را به کمال برساند.
هیچکس بی نسیم مرحمتتگرد محنت ز چهره نزدوده
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند بدون لطف و محبت تو از سختیها و مشکلات زندگی فارغ شود.
سوده شد ذره ذره چهره مهربسکه درخشت درگهت سوده
هوش مصنوعی: چهره خورشید به تدریج درخشش خود را از دست داده است، آنقدر که در آستانه درگاه تو محو شده است.
کعبه رحمتی و بنده توره دوری به سعی پیموده
هوش مصنوعی: کعبه نماد رحمت و بخشش است و بنده تو برای رسیدن به تو، راه طولانی را با تلاش پشت سر گذاشته است.
گر تو تمکین نمیکنی هیچ استبلکه در دسریست بیهوده
هوش مصنوعی: اگر تو تسلیم نمیشوی، هیچ مهم نیست، بلکه مثل یک تزیین بیفایده است.
گر تو تحسین کنی چنین سخنیکس نگفتست بلکه نشنوده
هوش مصنوعی: اگر تو از چنین سخنی تعریف کنی، بدان که هیچ کس پیش از این نه گفته و نه شنیده است.