تناجی
اهلی شیرازی

برگ هشتم پنج شمشیر است

ای برده هزار دل به یک نرگس مستمرغ دل کس ز دام زلف تو نجست
بهر عدویت ز پنج انگشت اجلاستاده زمانه پنج شمشیر بدست