شمارهٔ ۱۹۵
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی چون شادی، مستی و عشق میپردازد. شاعر از بتی یاد میکند که در میانه روزگاران شنگالیست و پیشنهاد میدهد تا با مستی جمعی را گرد آورد و از هوش و آگاهی صحبت کند. او به می و شیر و شادی اشاره میکند و از کسی که تقوا را میشناسد میخواهد که به خلوت بیاید. شاعر همچنین از دلی پر درد سخن میگوید و از شخص مورد خطاب میخواهد که از روابط بیهوده دوری کند و به بزم شادان بپیوندد. او به جای روزهداران، شادی را برای خود و دیگران خواستار است و به نقش دوستان و آشنایان در زندگی خود اشاره میکند. در نهایت، از بیاحساسی و قضاوت دیگران شکایت دارد و به خطرات غرور و تکبر هشدار میدهد.
بتی دارم ز شنگی روزگاران خو، بهاران بربه مستی خویش را گرد آر و گوی از هوشیاران بر
هوش مصنوعی: من تجربهای از روزهای خوش دارم، بهاری که در آن باید به شادی و مستی خود بپردازم و از خردمندان صحبت کنم.
خمی از می به ما بفرست وانگه هر قدر خواهیروان کن جوی از شیر و دل از پرهیزگاران بر
هوش مصنوعی: به ما مشتی از شراب بده و سپس هر چقدر میخواهی، جوی از شیر بریز و دل اهل پارسایی را شاد کن.
مرا گویی که تقوی ورز قربانت شوم خود رابیارای و به خلوتخانه تقوی شعاران بر
هوش مصنوعی: بگویی که به پرهیزکاری بپرداز، اما خود را آراسته کن و در تنهایی خود به شعارهای پرهیزکاران توجه کن.
چه پرسی کاین چنین داغ از کدامین تخم می خیزددلم از سینه بیرون آر و پیش لاله کاران بر
هوش مصنوعی: این متن به بیان احساس عمیق و درد درونی فرد اشاره دارد. پرسش درباره منبع این غم و داغ دل نشاندهنده نارضایتی و نگرانی اوست. فرد از دیگران میخواهد که با باز کردن سینهاش، احساساتش را به نمایش بگذارد و این درد را برای کسانی که در کار لالهها هستند، فاش کند. این اشاره به نشان دادن احساسات و صداقت در برابر دیگران و اشاره به زیبایی وفاداری در ارتباطات انسانی دارد.
درین بیهوده میری آنچه با من در میان داریبگو لختی و از من زحمت انده گساران بر
هوش مصنوعی: در اینجا به شخصی گفته میشود که به جای بیهودهگویی و وقت تلف کردن، بهتر است آنچه در دل دارد به طور صریح و واضح بیان کند و به من زحمت ندهد.
ندارد شیر و خرما ذوق صهبا رحم می آیدنشاط عید از ما هدیه سوی روزه داران بر
هوش مصنوعی: شیر و خرما حال و هوای خاصی ندارد. اما با این وجود، احساس شادی عید از ما میجوشد و ما این شادی را به روزهداران هدیه میکنیم.
بیا رضوان مگر ته جرعه ای بخشندت از ساغرگل از گلبن بیفشان و به بزم شادخواران بر
هوش مصنوعی: بیایید تا از بهشت الهی جرعهای نوشیدنی به شما بدهند. از گلهای خوشبو چنان بریزید که در جشن شادابان حاضر شوید.
پشیمان می شوی از ناز بگذر زین گرانجاناندل از دلدادگان جوی و قرار بی قراران بر
هوش مصنوعی: از ناز و فریب عشق گذر کن، زیرا ممکن است از انتخاب خود پشیمان شوی. دل از عاشقان بگذر و به دنبال آرامش و قرار بیقراران نباش.
نمک کم نیست هان همت بیا و داد شوخی دهغرور ننگ زنهار از نهاد دلفگاران بر
هوش مصنوعی: ای دوست، نکند که به خاطر کمی نمک (محبت و صمیمیت) احساس کمبود کنی. بیایید با همت و روحیهای شاد، جدیت را کنار بگذاریم و از غرور دوری کنیم. ایمنی خود را از غم و اندوهی که در دل عاشقان وجود دارد، حفظ کن.
مپرس ای قاصد اهل وطن از من که من چونمسپارش نامه از اغیار گر یابی به یاران بر
هوش مصنوعی: ای پیغامآور اهل وطن، از من حال نپرس، چونکه وضعیت من خوب نیست. اگر نامهای از دیگران به دوستانم رسید، خواهش میکنم که آن را به آنها برسانی.
شکست ما بود آرایش خویشان ما غالبزنند از شیشه ما گل به فرق کوهساران بر
هوش مصنوعی: ما شکست خوردهایم، اما زیبایی خویشان ما برای ما غنیمت است؛ مانند گلهایی که از شیشهها بیرون میآیند و بر سر کوهها قرار میگیرند.