شمارهٔ ۴۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند طلب میکند که به او جانی پرشور و عاطفی عطا کند. او آرزو دارد که با شوق و احساس عمیق، عشق را تجربه کند و از غم و اندوه دور باشد. بهویژه به روز رستاخیز اشاره میکند که شاید در آن روز به حقیقت و نور زندگی دست یابد.
یارب نفس شراره خیزم بخشندیارب مژه های دجله ریزم بخشند
هوش مصنوعی: ای خدا، کاش به من نفسی عطا کنی که مانند شعلهای بلند و زبانهکش باشد، و کاش این مژگان را به من بدهی که چون آب دجله بر زمین بریزد.
بی سوز غم عشق مبادا، زنهارجانی که به روز رستخیزم بخشند
هوش مصنوعی: میگوید که بدون رنج و ناراحتی عشق هرگز نباید زندگی کرد، و به شدت از آنچه در روز قیامت ممکن است برای روحش پیش بیاید، میترسد.