بخش ۳۳۲ - نامهٔ قارن و نریمان به فریدون و پاسخ او
هوش مصنوعی: نوندی به نزد پهلوان میرود و از شاه بیدار خواهان آمادهباش است. او توضیح میدهد که به دشمنان در خراسان تاختهاند و به جیحون رسیدهاند. دشمن در دشت اطراف بنشسته و سپاه از کوش و سلم آمده است. قارن، جنگجویی کینهخواه، به میدان میآید تا با دشمنان بجنگد. وقتی پاسخ از نامداران رسید، قارن و پهلوان در میدان باقی مانده و به جنگ ادامه میدهند. سپاه دشمن که دلیر و وحشی است، با دیدن قارن از میدان میگریزد.
یکی از مرزبانان با سپاهی بزرگ به صحنه میآید و نقشهای برای مقابله با دشمن میکشد. سپاه به سمت شام حرکت میکند و با اقتدار به دشمنان حملهور میشود. قهرمانان شهیر از ضعف دشمن بهره میبرند و به پیروزی میرسند. داستان به نبردهای پرافتخار و پیروزیهای پرشور ادامه میدهد و برندگان با خوشی به بخارا بازمیگردند.
نوندی برفت از در پهلوانکه ای شاه بیدار روشنروان
هوش مصنوعی: نوندی از در کنار قهرمان رفت و گفت: ای شاه، تو بیدار و روشندل هستی.
خراسان چو ما تاختن ساختیمز تور و سپاهش بپرداختیم
هوش مصنوعی: ما در خراسان به جنگ و نبرد پرداختیم و از دشمنان و نیروهای سپاهش به خوبی عبور کردیم.
به جیحون رسیدیم و دشمن گذشتبه بیکند بنشست بر ساده دشت
هوش مصنوعی: به رود جیحون رسیدیم و دشمن دور شد، سپس در دشت باز و وسیع نشستهایم.
ز کوش و ز سلمش سپاه آمدهستفرونتر ز ریگ سیاه آمدهست
هوش مصنوعی: از تلاش و مبارزات او، گردان و لشکری فرود آمدهاند که از تپههای سیاه مانند ریگ پایین آمدهاند.
بدان دشت لشکرگهی ساختهستکه گردن به گردون برافراختهست
هوش مصنوعی: در این دشت، گاهی لشکری برپا شده که سرش به آسمان بلند است.
به فرمان شه چشم داریم ماکز آن روی لشکر گذاریم ما؟
هوش مصنوعی: ما به دستور فرماندهمان چشم دوختهایم، زیرا به خاطر او به صف لشکر خواهیم پیوست.
فریدون فرّخ چنان دید رایکه دارد نریمان بدان مرز پای
هوش مصنوعی: فریدون با دقت و هوش خاصی نگریست و تصمیم گرفت که نریمان را به مرز تعیین شده بفرستد.
شود قارن تیغزن کینهخواهسوی آذرآبایگان با سپاه
هوش مصنوعی: کینهتوزی که مانند قهرمانان تیغ به دست است، به سوی آذرآبادیها با لشکر حرکت میکند.
چو پاسخ بدان نامداران رسیددل هر یکی رای خسرو گزید
هوش مصنوعی: وقتی که پاسخ به آن بزرگان رسید، هر یک از آنها دلش به سمت رای و نظر پادشاه گرایش پیدا کرد.
بشد قارن و پهلوان را بماندهمی خاک بر چرخ گردان فشاند
هوش مصنوعی: به میدان جنگ، قارن و دلاور در کنار هم میجنگیدند و در این نبرد خاک و غبار بر آسمان میپاشیدند.
سپاهی که از دست سلم دلیربدان مرز بودند چون گرگ و شیر
هوش مصنوعی: سپاهیانی که در مرز از دست سلم دلیر حضور داشتند، مانند گرگ و شیر شجاع و نیرومند بودند.
چو بوی پسِ اسبِ او یافتندچو روباه بَد، روی برتافتند
هوش مصنوعی: وقتی بوی اسب او را حس کردند، مانند روباهی که چهرهاش خوشایند نیست، از او دور شدند.
ز دشمن تن مرزها کرد پاکچه مایه به شمشیر او شد هلاک
هوش مصنوعی: از دشمن مرزها را پاک کرد، چه مقدار باعث مرگ او با شمشیر شد.
یکی مرزبان با سپاهی بزرگیله کرد پس سلم بر وی سترگ
هوش مصنوعی: یک مرزبان با ارتشی بزرگ، به آرامی خود را به جلو آورد و سپس با کمال قدرت و شجاعت بر دشمن حمله کرد.
وز آنجا سوی شام شد با سپاهستاره نهان شد ز خاک سیاه
هوش مصنوعی: از آن جا به سمت شام حرکت کرد و با سپاهش دیدهها از خاک سیاه ناپدید شد.
بدان سان گذر کرد بر تازیانکه بر عزم آهو پلنگ ژیان
هوش مصنوعی: به روشی که پلنگ برای شکار آهو برنامهریزی میکند، او نیز بر تازیان گذر کرد.
به فرمان او شد همه کوه و دشتکس از کام آن نامور برنگشت
هوش مصنوعی: به دستور او، همه کوهها و دشتها به حرکت درآمدند و هیچکس از نتایج آن نامدار بازنگشت.
سپاهی دگر کرد از آن سو رهابه ایران شد آن تیزچنگ اژدها
هوش مصنوعی: یک نیروی دیگری از آن طرف آزاد شد و به سمت ایران حرکت کرد، همان نیروی تند و سرسختی که مشابه اژدها است.
وزآن روی چون تور پولادچنگبدید از نریمان بدان سان درنگ
هوش مصنوعی: از آن طرف، وقتی مانند توری از فولاد قوی و محکم به آن نگاه کردی، به یاد نریمان افتادی و درنگ کردی.
بدانست کاو را به دل رزم نیستبه یادش جز از رامش و بزم نیست
هوش مصنوعی: او فهمید که در دلش برای جنگیدن جایی نیست و تنها یادش از او، خوشیها و جشنهاست.
سپاهی که از مرز خاور بدندهم از روم وز بوم دیگر بدند
هوش مصنوعی: سپاهی که از مرز شرقی آمده، هم از سرزمین روم و هم از سرزمینهای دیگر است.
به خوبی گُسی کردشان با سپاهبه اسب و ستام و قبا و کلاه
هوش مصنوعی: او به زیبایی و شجاعت سربازان را تجهیز کرد، به همراه اسبها و لباسهای شکیل و کلاهی زیبا.
ز بیکند سوی بخارا کشیدنشست از بر تخت و رامش گزید
هوش مصنوعی: از بیابان به سمت بخارا رفت و بر تخت نشسته و هنرمندی را انتخاب کرد تا در کنار او به شادی بپردازد.