بخش ۳۳۴ - یاوری خواستن تور و سلم از کوش
هوش مصنوعی: در این بیت، شخصیتهایی به نام آگهی و سلم به یکدیگر نزدیک میشوند و به خاطر کینهای که دارند، از جمع دور میشوند. آنها در حال حرکت به سوی دریا هستند و در خلال گفتگو، از سرانجام جنگ و کمک به یکدیگر صحبت میکنند. سپاهیان زیادی برای آنها جمع میشوند و دستوراتی از سوی کوش به آنها داده میشود. در نهایت، دلهای آن دو شخصیت از خوشحالی و امید به پیروزی میتپد.
به تور آگهی آمد و سلم از اویکه دارد ز کینه برآن هر دو روی
هوش مصنوعی: آگهی به دام آمد و سلم از اوی که به خاطر دشمنی خود بر هر دو طرف نظر دارد.
دل از بزمشان دور شد، سر ز خواببه رفتن گرفتند هر دو شتاب
هوش مصنوعی: دل از جشن و شادی آنها فاصله گرفت و هر دو به سرعت از خواب بیدار شدند و آماده رفتن شدند.
به دریا که نامش دمندان نهمرساند از آن دلفروزی به غم
هوش مصنوعی: به دریا که نامش دمندان است، از آن دلفروز به غم میرسانم.
ز هرگونه گفتند و برخاستندز کوش آن زمان یاوری خواستند
هوش مصنوعی: از هر نوع سخن گفتند و برخاستند، در آن زمان از کوش، یاری طلبیدند.
فرستادشان کوش چندان سپاهکه بر باد گفتی ببستند راه
هوش مصنوعی: فرستادند آنها را سپاهی به اندازهای زیاد که انگار تمام راهها را بستهاند و در میان باد قرار گرفتهاند.
شمردند دستورشان هفت بارز پیر و جوان، لشکری صد هزار
هوش مصنوعی: آنها دستور را هفت بار شمردند؛ از افراد پیر و جوان، لشکری با تعداد صد هزار نفر آماده شد.
نبشته بیامد سرافراز کوشکه با لشکری گشنِ پولادپوش
هوش مصنوعی: نامهای فرستاد که نشان دهندهی عزت و سربلندیاش بود، زیرا که با گروهی از جنگجویان گرسنه و زرهپوش به میدان آمده بود.
مرا چشم دارید کاینک دمانرَسَم بیگمانی زمان تا زمان
هوش مصنوعی: من را چشم انتظار دارید که اکنون لحظهای از زمان را رقم بزنم، بدون شک در هر زمان دیگری نیز.
دل هر دو از شادمانی به جوشبرآمد ز کردار و گفتار کوش
هوش مصنوعی: دل هر دو به خاطر رفتار و صحبتهای خوبشان از شادی سرشار شد و به شور و هیجان افتاد.