شمارهٔ ۳۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق و جستجوی حقیقت در زندگی است. شاعر به معصومیت و زیبایی جان فزا اشاره میکند و از خداوند درخواست میکند تا وجود او را از غیر خالی کند و به شناخت عمیقتری برساند. احساس تشنگی روحی و longing برای وصال در این اشعار به وضوح نمایان است. او از ساقی میخواهد که جرعهای از عشق و حقیقت به او بنوشاند و در نهایت، به جمال یار و نزدیکی به حقیقت اشاره میکند.
بیادت زنده ام، اینست مشربمدامت بنده ام، اینست مذهب
هوش مصنوعی: من به یاد تو زنده هستم و این نشان دهنده نوع زندگی من است. همچنین، این باور و روش من در زندگی است که به تو وابسته هستم.
جمال جان فزایت را بشادیهمه امید می داریم، یا رب
هوش مصنوعی: ای خدا، ما همه امیدمان را به خاطر زیبایی جانافزایت شاد میداریم.
چو پیدا گشت اسرار «اناالحق »ز غیر او تهی کن قلب و قالب
هوش مصنوعی: زمانی که اسرار حق و حقیقت روشن شد، قلب و جسم خود را از غیر او خالی کن.
اگر تو سالک راهی بتحقیقشب اندر روز گم شد روز در شب
هوش مصنوعی: اگر تو در مسیر سیر و سلوک قرار داری، بدانی که شب و روز چقدر میتواند در هم ادغام شوند و در این شب، روز و در این روز، شب گم شود.
لبم خشکست و جانم تشنه دایمبیار،ای ساقی، آن جام لبالب
هوش مصنوعی: لبهایم خشک شده و همیشه جانم در عطش است، ای ساقی، آن لیوان پُر را بیاور.
بقول «کن » مرا در شور آورجهان شیرین شد از آنچاه غبغب
هوش مصنوعی: بگو که من را در حال شور و هیجان قرار بده. جهان برایم شیرین شده است، به خاطر آن حالتی که دارم.
مرا از خواب خوش بیدار گرداندبعکس روی خود آن ماه نخشب
هوش مصنوعی: مرا از خواب شیرین بیدار کرد، به خاطر چهرهی زیبا و افسونگر آن ماه.
جمال جانفزا بنمای از دورروان قاسمی را کن مقرب
هوش مصنوعی: عزیز دل، به دور دستها جمال زیبایت را نشان بده و روان قاسمی را به مقام و نزدیکیت برسان.