شمارهٔ ۳۷
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و حیرت ناشی از آن میپردازد. شاعر از عواطف عمیق خود میگوید و به تأثیر عشق روی عقل و جان اشاره میکند. او به اهمیت جستجوی حقیقت و یقین در مسیر عشق تأکید دارد و از دوری از یقین هشدار میدهد. در نهایت، اشاره به مفهوم عمیق و نامحسوس عشق دارد و میخواهد از غیبت و دوری از معشوق رهایی یابد.
لب عالم منم،چه لب؟لب لبمنکر این سخن مباش، «فتب »
هوش مصنوعی: من خودم نماینده علم هستم، اما این اظهارات را نپذیر و به آنها توجه نکن.
عقل و جانم ربود و حیران ساختاین بود شاق عشق ونشائه حب
هوش مصنوعی: عقل و روح من را به تسخیر خود درآورد و متعجب و سرگردانم کرد. این حالت نتیجه دشواریهای عشق و حالت سرمستی از محبت است.
گر به جائی رسیده ای،ای دلسخن از ماه گو، چه جای شهب؟
هوش مصنوعی: اگر به موفقیتی دست یافتهای، ای دل، از زیباییها و نکات مثبت صحبت کن، چه نیازی به ابراز احساسات و تخیلات بیاساس است؟
گر ترا آه آتشین باشددر دمی حاصلست رفع حجب
هوش مصنوعی: اگر در دل تو آتش اشتیاق و درد وجود داشته باشد، در یک لحظه میتوانی حجابها و موانع را کنار بزنی و به حقیقتی دست پیدا کنی.
ذات او در احاطه ای چون نیستدر گذر از نشان، مگو ز نصب
هوش مصنوعی: وجود او چنان است که نمیتوان آن را در چارچوبهایی محدود کرد، پس دربارهی نشانهها و نشانهگذاریها سخن مگو.
چون یقین شد که از یقین دوریدر طریق یقین درآ، «فاطلب »
هوش مصنوعی: زمانی که متوجه شدی که از یقین فاصله داری، به راه یقین وارد شو و آن را جستجو کن.
قاسمی، وارهان به دولت عشقیوسف جان ازین غیابه جب
هوش مصنوعی: قاسمی، با عشق یوسف که جان اوست، در این غیبت به دولت و قدرت خود میبالد.