شمارهٔ ۸۳
هوش مصنوعی: شعر به زیبایی به عشق و ارتباط عمیق بین عاشق و معشوق میپردازد. شاعر از شور و شوق ناشی از دیدار معشوق میگوید و ابراز میکند که دل او به سبب عشق به معشوق شاداب و زنده است. او بیان میکند که هر جا که برود، عشق و نام معشوق با اوست و بیمعنایی زندگی بدون یاد او را توصیف میکند. همچنین، بر اهمیت حضور معشوق در زندگیاش تأکید دارد و از او میخواهد به جای سخن گفتن از خود، از عشق بگویند. در نهایت، شاعر به زیبایی و شیرینی عشق خود اشاره میکند و میگوید که عشق او همچون شکر در یک دکان خاص است.
شور جهان ز شکر آن دلستان ماستدل ارغنون و روی تو چون ارغوان ماست
هوش مصنوعی: شور و شوق زندگی به خاطر زیبایی دلبر ماست و دل مانند نغمهای است که چهرهات به رنگ گل ارغوانی میماند.
من در تو خود کجا رسم؟ ای یار نازنینکان جا که آستان تو آن آسمان ماست
هوش مصنوعی: من نمیدانم در کدامین حال و مکان با تو همراه شوم، ای دوست عزیز، زیرا آن جایی که تو قرار داری، برای ما به مانند آسمان ارزشمند است.
بی نام و بی نشان نبود در بسیط دهرهر جا که هست قصه نام و نشان ماست
هوش مصنوعی: در دنیای وسیع و پر از تغییر، هیچ گاه بینام و بینشان نیستیم. در هر جایی که برویم، داستان و یاد ما همیشه باقی خواهد ماند.
ما همرهان و عشق دلاویز دلفروزهر جا که می رویم عنان بر عنان ماست
هوش مصنوعی: ما در سفرهای خود همیشه با دوستان و عشق زیبایی که داریم همراه هستیم و هر جا که برویم، کنترل و هدایتمان در دستان خودمان است.
با یار باش و قصه آن یار را بگواز خود سخن مگو، که زیان در زیان ماست
هوش مصنوعی: با دوست خود باش و از او صحبت کن، نه از خودت، چون صحبت کردن از خود به ضرر ماست.
ما عاشق توایم بصد جان و صد رواناینک گواه ما رخ چون زعفران ماست
هوش مصنوعی: ما به شدت عاشق تو هستیم و جان و روح خود را برای تو فدای میکنیم. اکنون چهره ما که مانند زعفران درخشنده و زیبا است، گواه بر این عشق و احساس ماست.
گفتند: قاسمی همه شکر فروش شدگفتا: بلی، که شکر او از دکان ماست
هوش مصنوعی: گفتند قاسمی همه شکر میفروشد. او جواب داد: بله، اما شکر او از فروشگاه ماست.