شمارهٔ ۸۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اشتیاق به معشوق و زیباییهای اوست. شاعر بیان میکند که دلها و عقلها در جستجوی عشق و زیبایی معشوقاند و هیچ چیز نمیتواند این جستجو را متوقف کند. او تاکید میکند که در این راه، حتی اگر جان هم برود، گناهی نیست، زیرا عشق به معشوق ارزشمندتر از همه چیز است. شاعر به آرزوی خود اشاره میکند و میگوید که همه وجودش برای دیدن و تجربه کردن معشوق است. در نهایت، او به نیازمند بودن و شوقی که نسبت به معشوق دارد، اشاره میکند.
گر دل برفت، مسکن جانها بکوی تستگر عقل رفت، جرعه ما در سبوی تست
هوش مصنوعی: اگر دلها از دست برود، جایگاه جانها در نزد توست. اگر عقل و خرد از دست برود، آنچه ما مینوشیم در ظرف توست.
در جان ما ز بحر صفا شبنمی نماندما خوشدلیم کآب سعادت بجوی تست
هوش مصنوعی: در دل ما از دریای پاکی، حتی یک قطره هم باقی نمانده است. اما ما خوشحالیم چون خوشبختی در جوی تو قرار دارد.
تا دل جمال روی ترا دید لایزالدر فکر خود نماند، چو در فکر روی تست
هوش مصنوعی: وقتی دل زیبایی چهره تو را مشاهده کرد، دیگر در اندیشه خود باقی نماند، زیرا همواره در اندیشه چهره توست.
عمری بآرزوی تو گرد جهان بگشتتا هست و بود و باشد در جستجوی تست
هوش مصنوعی: سالیان دراز به خاطر تو در هر گوشه و کنار دنیا سفر کردم و همه جا را گشتم، چرا که تا همیشه در جستجوی تو هستم.
آشفته گشت و خرقه بصد پاره چاک زدجانرا گناه نیست، که جان مست روی تست
هوش مصنوعی: دل نگرانی و آشفتگی او به قدری است که لباسش هم دچار آسیب و پارگی شده است. اما او به جان خود گناهی نمیبیند، چرا که دل او به عشق و زیبایی تو مشغول است.
گفتی: فنا شو از خود و یکدم بما نگرای آرزوی دیده، مرا آرزوی تست
هوش مصنوعی: تو گفتی که از خودت بگذر و لحظهای به ما نگاه کن؛ ای آرزوی دیده، من هم آرزوی تو هستم.
قاسم شراب جمله خم خانه ها کشیدمحتاج قطره ایست که اندر کدوی تست
هوش مصنوعی: قاسم همه شرابهای موجود در خانهها را سرکشید و اکنون به یک قطره از آن نیاز دارد که در کدوهای تو وجود دارد.