شمارهٔ ۱۵۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاد یار سفر کردهاش میافتد و از غم فراق او سخن میگوید. او اظهار میکند که در این مسیر عشق، هر چند خطرهایی وجود دارد، اما با اتکا به یار، میتوان از آنها عبور کرد. شاعر به دوستانش توصیه میکند که در عشق تردید نداشته باشند و به سمت هدفشان پیش بروند. در نهایت، او به تنهاییاش در این دیر کهن اشاره میکند و دلتنگیاش را به تصویر میکشد.
زان یار سفر کرده کسی را خبری هست؟کان ماه مسافر بهمه کوی و دری هست
هوش مصنوعی: آیا از یار سفر کرده خبری هست؟ که آن ماه، در همه کوچهها و خیابانها در حال عبور است.
مردانه قدم نه، خطری نیست درین راهبر یار توکل کن، اگر هم خطری هست
هوش مصنوعی: به طور محکم و با اعتماد به نفس گام بردار، نگران هیچ خطر ی در این مسیر نباش. به یارت اعتماد کن، حتی اگر هم تهدیدی وجود داشته باشد.
آخر ز خطرهای طریقت چه شماری؟در نه قدم، ارزانکه ترا هم جگری هست
هوش مصنوعی: در پایان راه عرفان و سیر و سلوک معنوی، چه خطرهایی وجود دارد؟ حتی اگر در نه گام به پیش بروی، به این دلیل که تو هم قلبی جزئی داری، ممکن است دچار خطراتی شوی.
در کوچه ما راست رو، ای دوست، که اینجابالا شجری، دل حجری، لب شکری هست
هوش مصنوعی: در کوچه ما مستقیم حرکت کن، دوست عزیز، زیرا اینجا یک درخت بلند وجود دارد، دلهایی سنگی و لبهایی شیرین هست.
زین بیش مگویید که : این عشق مورزیدای ساده دلان، تیر قضا را سپری هست
هوش مصنوعی: بیش از این نگوید که این عشق را ول کنید ای دلهای ساده، زیرا برای تقدیر الهی، سپری وجود دارد.
بیچاره بماندیم درین دیر کهن سالبیچاره شدن حیف، که چون چاره بری هست
هوش مصنوعی: ما در این مکان قدیمی و پر آوازه به حال بدی افتادهایم، افسوس که چرا تدبیری برای نجات وجود دارد اما ما از آن بهره نمیبریم.
تنها رو، قاسم، بسر کوی حبیبانچون در غلبه قاعده شور و شری هست
هوش مصنوعی: قاسم، به تنهایی به کوی دوستان برو، زیرا در اینجا، احساسات و هیجانات غالب است.