شمارهٔ ۱۷۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دلتنگی و عشق به یاری گرامی سخن میگوید و بیان میکند که دل و جانش همیشه در پی آن عشق است. او به دوستش میگوید که اگر فردی عارف واقعی نباشد، غم و درد دل از آن اوست. همچنین، وقتی نام آن یار را میبیند، شادمان میشود و عشقش به او عمیقتر میگردد. شاعر همچنین هشدار میدهد که داشتن منصب یا قدرت در دنیا نباید باعث غرور شود، زیرا حقیقت و عشق به خداوند از همه چیز مهمتر است. او به زاهدان و عابدان اشاره میکند که اگر عاشق واقعی نشوند، دانش و تقوایشان بیفایده است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که باید در راه عشق و بندگی باشیم و خود را بندهای در خدمت آن عشق میدانیم.
پیوسته دلم در غم آن یار گرامیستجان و دل ما مایل آن مجلس سامیست
هوش مصنوعی: همیشه دلم به یاد آن معشوق گرامی است و جان و دل ما عاشق آن محفل زیبا و دلنشین است.
ای دوست، اگر عارف راهی نخوری غمدرد دل ایام نصیب دل عامیست
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر به مقام عرفان نرسی، درد دل و غم روزگار تنها نصیب افرادی است که به دانش و شناخت عمیق نرسیدهاند.
چون نام تو در نامه بدیدیم شکفتیمجان و دل ما عاشق آن نامه نامیست
هوش مصنوعی: وقتی نام تو را در نامه دیدیم، جان و دل ما به شوق آمد و عاشق آن نامه و نام تو شدیم.
هر دل که نشد در طلبش فانی مطلقنه پیر هری باشد و نه احمد جامیست
هوش مصنوعی: هر قلبی که در جستجوی او کاملاً فانی نشود، نه به مقام پیر هری میرسد و نه مقام احمد جام.
گر ملک دو عالم بتو بخشند، درین راههان تا نشوی غره که آن مایه خامیست
هوش مصنوعی: اگر همهی ثروتها و امکانات جهان را به تو بدهند، بدان که در این مسیر فریب این نعمتها را نخور، زیرا اینها نشانهی ناپختگی و خامی هستند.
در راه یقین زاهد و عابد همه خامندگر عاشق صادق شوی آن وصف تمامیست
هوش مصنوعی: در مسیر حقیقت، زاهدان و عابدان همگی نادانند؛ اگر به عشق واقعی و صادقانه برسید، آنجا تمام ویژگیها و صفات خوب وجود دارد.
قاسم، اگر آن خواجه شد، این میر، چه باشد؟تو بنده ره باش، که کار تو غلامیست
هوش مصنوعی: قاسم، اگر آن شخص بزرگ و با مقام شود، پس جایگاه این میر (نفر دیگر) چه خواهد بود؟ تو باید همچنان در مسیر بندگی و خدمت باشی، چون وظیفهات غلامی و خدمت به دیگران است.