شمارهٔ ۲۵۰
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ظهور جمال دوست و تأثیر آن بر جهان و دل انسانها میپردازد. در آغاز، اشاره میشود که در صباح ازل، زیبایی دوست آشکار شده و شراب ازل همیشه خوشبو بوده، اما اکنون به جان و دل ما رسیده است. خزانه رحمت که در قفل حکمت بود، اکنون باز شده و عشق در آینه جان ما منعکس شده است. این زیبایی و روشنایی ناشی از دوست، جهان را روشن کرده و عشق به او به وضوح در کاینات جاری شده است. در انتها، شاعر جانهای مقدس را فدای عشق میکند و اشاره به عیش قاسمی دارد که از عشق به معشوق به وجود آمده است.
چو عکس مشرق صبح ازل هویدا شدجمال دوست ز ذرات کون پیدا شد
هوش مصنوعی: وقتی که تصویر صبحگاه ازل نمایان شد، زیبایی دوست در ذرات هستی آشکار گردید.
همیشه خم شراب ازل مصفا بودولی بجان و دل ما رسید،اصفا شد
هوش مصنوعی: شراب ازل همیشه خالص و پاک بود، اما هنگامی که به جان و دل ما رسید، دلیلی بر پاکی و خلوص بیشتری پیدا کرد.
در خزانه رحمت بقفل حکمت بودزمان دولت ما رسید،دروا شد
هوش مصنوعی: در گنجینه رحمت، قفل حکمت وجود داشت و حالا که زمان حکومت ما فرارسیده، در این قفل باز شده است.
بجز در آینه جان ما نکرد ظهورجمال عشق، که هم اسم و هم مسما شد
هوش مصنوعی: فقط در آینه دل ما، جلوه زیبایی عشق نمایان نشد، زیرا هم نام و هم منظور یکی شدند.
جهان ز پرتو روی حبیب روشن گشتبجان دوست،که آن روشنی هم از ما شد
هوش مصنوعی: جهان به خاطر زیبایی و وجود محبوب روشن و پرنور شده است. در حقیقت، این روشنایی به خاطر عشق و دوستی ما به اوست که ایجاد شده است.
حدیث دوست ببازار کاینات رسیدقیامتی که نهان بود، آشکارا شد
هوش مصنوعی: داستان و سخن دوست در جهان به گوش همه رسید و آن روز بزرگ و مهمی فرارسید که چیزی که مخفی بود، حالا برملا شد و همهچیز روشن شد.
هزار جان مقدس فدای شاه عربکه عیش قاسمی از عشق او مهنا شد
هوش مصنوعی: هزار جان پاک و گرانبها فدای پادشاه عرب میشود، زیرا لذت و خوشی قاسمی به خاطر عشق او خوشبو و زیبا شده است.