شمارهٔ ۲۵۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شعف ناشی از آن است. شاعر از احوال خود و درد و شوق عاشقانه صحبت میکند و میگوید که عشق به معشوق، راهی بیمیل و آسان نیست. او به زیبایی و حسن معشوق اشاره میکند و میگوید دلها همیشه طالب زیبایی هستند. در نهایت، شاعر به اهمیت عشق در زندگی اشاره دارد و میگوید که عشق، ریشه و علت همه چیز است و جان را باید به خاطر عشق فدای کرد. عشق را به مثابه شوری و مستی میبیند که با عقل قابل توجیه نیست و بیانگر عمق احساسات انسانی است.
تا به کی خاطر من واله و شیدا باشد؟در بیابان غمت بی سر و بی پا باشد؟
هوش مصنوعی: تا کی باید دل من عاشق و سرگشته تو باشد؟ در بیابان افسردگی تو، بی سر و پا باشد؟
در بیابان تمنای تو صد جان بجویستراه عشقست که بی میل و محابا باشد
هوش مصنوعی: در بیابان، اشتیاق تو مانند صد زندگی به دنبال خود میگردد. مسیر عشق باید بدون هیچ گونه ترس و تردیدی طی شود.
دل ما طالب حسنست، چه شاید گفتن؟حسن عشقست که او احسن حسنا باشد
هوش مصنوعی: دل ما به دنبال زیبایی است، چه باید گفت؟ زیبایی عشق است که او زیباترین زیباییهاست.
رو مگردان تو ازین عشق،که این عشق خدانا گزیریست که اندر همه اشیا باشد
هوش مصنوعی: از عشق دوری نکن، زیرا این عشق به نوعی سرنوشت توست و در همه چیز وجود دارد.
روز محشر،که سراز خاک لحد بردارمجان و دل را هوس عشق و تولا باشد
هوش مصنوعی: در روز قیامت، زمانی که از خاک قبرم بیرون بیایم، تنها آرزویم عشق و محبت خواهد بود.
گر ترا صفوت جان هست،به انصاف بگو:عشق و مستوری و مستی چه تمناباشد؟
هوش مصنوعی: اگر روحت پاک و خالص است، با انصاف بگو: عشق، پنهانکاری و حالت مستی چه خواستهای دارند؟
عقل اگر علت اولی بود از قول حکیمعشق اولیست که او علت اولا باشد
هوش مصنوعی: اگر عقل را نخستین علت بدانیم، عشق بوده که خود باید به عنوان نخستین علت شناخته شود.
جان شیرین به همه حال بباید دادنخاصه با درد تو،کانا حسن و اولا باشد
هوش مصنوعی: زندگی شیرین را باید در هر شرایطی فدای عشق و محبوب کرد، به ویژه زمانی که با درد و رنجی مواجه میشویم؛ زیرا زیبایی و خوبی آن لحظه خاص و ارزشمند است.
گفتم: از عشق چه راهست به عقل؟ای دل و دینگفت: قاسم، ز ثری تا به ثریا باشد
هوش مصنوعی: گفتم: از عشق به عقل چه راهی وجود دارد؟ دل و دین گفت: قاسم، عشق از پایینترین نقطه تا بالاترین نقطه، همگی بر یک مسیر قرار دارند.