شمارهٔ ۲۶۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره پیچیدگیهای عشق و حالاتی است که عاشق در آن قرار دارد. شاعر بیان میکند که وقتی دل عاشق نه تنها پروانگی بلکه پریشانی و شوق دارد، طبیعی است که بیسر و سامان باشد. او عشق را به دریا و تعبیرات و جاذبههای آن تشبیه میکند، و میگوید که در این دریا، هر موجش گرانبهاست. در لحظات عشق، فرد مست و شاداب میشود و در روز قیامت، حتی در آن حالت روحانی، جمال معشوق او را گیج و شگفتزده میکند. شاعر همچنین اشاره میکند که بدون وصال، هر چیزی بیارزش است، و انسان باید محمد علم را داشته باشد تا به حقیقت پویایی عشق برسد. همچنین به دلیل این عشق، فرد میتواند به جایی برسد که تمامی زیباییها و نورها را بیابد و در برابر آن سر تسلیم فرود آورد.
عاشقی را،که دل از عشق پریشان باشدبس عجب نبوداگر بی سر و سامان باشد
هوش مصنوعی: عاشقی که دلش به خاطر محبت آشفته و ناراحت است، جای تعجبی ندارد اگر حال و روزش ناچار و بینظم باشد.
یارب،این بحر غم عشق عجایب بحریست!موج این بحر همه لؤلؤ و مرجان باشد
هوش مصنوعی: ای خدای من، این دریای غم عشق چه شگفتانگیز است! همه موجهای این دریا پر از مروارید و مرجاناند.
چو در آیم همگی شورش و مستی گردمدر مقامی که همه شورش مستان باشد
هوش مصنوعی: وقتی وارد میشوم، همه جا پر از شور و شادی میشود و من نیز در جایی قرار میگیرم که همه در حال خوشحالی و نشئهاند.
در قیامت،که سراز خاک لحد بردارمبه جمال تو دلم واله و حیران باشد
هوش مصنوعی: در روز قیامت، وقتی که از خاک قبرم خارج شوم، زیبایی تو باعث میشود که دل من پر از شگفتی و شوق باشد.
به وصالت نرسد صخره صما هرگزاگرش خاصیت لعل بدخشان باشد
هوش مصنوعی: هرگز به وصالت نخواهد رسید، حتی اگر صخرهای با خاصیت لعل بدخشان باشد.
آدمی زاده،که اومنطق مرغان گویدنشود مرغ ولی دشمن مرغان باشد
هوش مصنوعی: انسانی که از زبان پرندگان صحبت کند، هرگز نمیتواند مرغی باشد، اما ممکن است دشمن پرندگان باشد.
هر کجا نور جمال تو ببیند قاسمسر فرو نارد،اگر روضه رضوان باشد
هوش مصنوعی: هر کجا که زیبایی و نور چهرهات دیده شود، قاسم سرش را بر زمین میگذارد، حتی اگر آنجا بهشتی باشد.