شمارهٔ ۲۹۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره شادی و امید به وصال و آرامش بعد از انتظار است. شاعر با اشاره به آمدن باده (نماد شادی و عشق) و هادی اسلام، به تسکین دردهای خود اشاره میکند و خوشحالی از آغاز یک دوره جدید را به تصویر میکشد. او همچنین به وسوسهها و آرزوهای دل خود پرداخته و به سرانجام رسیدن انتظار و هجران را با شکرگزاری یادآوری میکند. در نهایت، شاعری نگران و بیچاره (قاسم) را به تصویر میکشد که به دنبال الهام و نور تازهای در زندگیاش است.
ازکف ساقی جان باده چو در جام آمدجان بیمار مرا وقت سر انجام آمد
هوش مصنوعی: وقتی که مینوشم باده از دست ساقی، جان من که بیمار است، به سرانجام نزدیک میشود.
روی بنمود و همه کفر جهان را بزدودشاد باشید که آن هادی اسلام آمد
هوش مصنوعی: وقتی او ظهور کرد، همه کفر و نادرستیها را از بین برد. خوشحال باشید که راهنمای اسلام زنده است.
واعظ ما هوس صحبت مستان دارددر ببندید که آن عام کالانعام آمد
هوش مصنوعی: واعظ ما به خوشیهای عاشقان علاقه دارد. پس در را ببندید، زیرا این افراد، همانند سایر حیوانات، به دنبال سرازیر شدن به سمت لذتها هستند.
آخر،ای دوست،نظر کن بدل خسته منمدت هجر شد و نوبت انعام آمد
هوش مصنوعی: در پایان، ای دوست، به وضعیت疲یده من نگاه کن که مدت دوری به پایان رسیده و زمان بخشش و رحمت فرا رسیده است.
دانه خال ترا دید دلم حیران گشتعاقبت در هوس دانه این دام آمد
هوش مصنوعی: دل من از دیدن خال تو شگفتزده و پریشان شد. در نهایت، به خاطر خواهش و آرزوی آن دانه، به دام این حس گرفتار شدم.
دل ز آغاز هوا های ترا میورزیدشکر چون عاقبت کار بانجام آمد
هوش مصنوعی: دل از همان ابتدا به یاد تو بود و برایت شکرگزار بود، حالا که نتیجه کار به خوبی به پایان رسیده است.
خاطر قاسم بیچاره نکو خواهد شدکز پی وسوسه ها نوبت الهام آمد
هوش مصنوعی: قاسم بیچاره به خاطر وسوسههایی که به ذهنش خطور کرده، حالش بهتر خواهد شد چون وقت الهام و الهامات الهی فرا رسیده است.