شمارهٔ ۳۰۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تجلی عشق الهی و تاثیر آن بر جهان اشاره میکند. او بیان میکند که نور فیض الهی همه جا را روشن کرده و ذهن انسانها به دنبال عشق واقعی است. ولی برخی افراد از عشق و حقیقت فرار میکنند و خود را درگیر دنیا میسازند. شاعر دعوت میکند که به عالم عشق و شوق بیایند و از لذتهای آن بهرهمند شوند. در نهایت، او بر اهمیت عشق به عنوان اصل وجود تاکید کرده و به خوانندگان یادآوری میکند که زندگی بدون عشق بیفایده است.
بر کهن دیر جهان دوست تجلی فرمودجمله ذرات جهان محو شد از عین شهود
هوش مصنوعی: در مکان باستانی و مقدس جهان، عشق و دوستی به وضوح نمایان شد و تمام اجزای جهان از دید و شناخت محو و ناپدید گشتند.
پرتو فیض تو در عالم امکان درتافتگشت روشن همه آفاق،زهی پرتو جود!
هوش مصنوعی: نور و فیض تو در جهان امکان تابیده شده و همه جا روشن شده است؛ چه نیکوست این نور بخشش و generosity تو!
قیمت عشق ندانی و گریزان گردیاز سر آتش سوزان بگریزی چون دود
هوش مصنوعی: اگر ارزش عشق را ندانید و از آتش سوزانی که در دل دارید فرار کنید، مانند دودی از آن دور خواهید شد.
میل کلی همه در فکر جهان آمد و بسدل که از فکر جهان رست،بکلی آسود
هوش مصنوعی: تمام آرزوها و انگیزههای انسان در فکر مسائل دنیوی خلاصه میشود و تنها دلی که از این فکر و دغدغهها رها شود، به آرامش حقیقی دست مییابد.
به خرابات جهان آ، که ببینی روشنهمه جا چنگ و چغانه،همه جا بانگ و سرود
هوش مصنوعی: به مکانهایی که در آنجا زندگی و شادی وجود دارد برو، تا ببینی همه جا صدای موسیقی و جشن و شادی طنینانداز است.
در صف مجلس مستان بنگر، تا بینیدر قیامند و قعودند و رکوعند و سجود
هوش مصنوعی: در جمع بزمگستران بنگر، تا ببینی که همه در حال ایستادن و نشستن و فروتنی و عبادت هستند.
هر دلی از دو جهان رو به مرادی داردماو سودای تو و سکر تو و شکر ودود
هوش مصنوعی: هر قلبی در این دو دنیا به دنبال آرزوهایی است. ما نیز آرزو داریم که به شوق تو، سرمستی و شیرینی را تجربه کنیم.
عقل میگفت که: من مبداء موجوداتمعشق آمد به میان،گفت:منم اصل وجود
هوش مصنوعی: عقل میگفت که من آغازکننده تمام موجودات هستم، اما عشق وارد شد و گفت: من اصل و اساس وجود هستم.
قاسمی،در ره او غافل و افسرده مباشحاصل عمر نباشد ز زیانی بی سود
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، بیتفاوت و ناراحت نباش. چون عمر به تباهی نمیارزد و نباید از مشکلات و زیانهای بیفایده ناامید شد.