شمارهٔ ۳۸۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و جذابیتهای آن میپردازد و عشق را بلایی بزرگ و بسیار قوی معرفی میکند. او به عدم غفلت و توجه به حال اشاره میکند و از ساقی میخواهد تا جامی پُر از باده بیاورد تا از آن بنوشند و غم خمار را دور کنند. شاعر همچنین به ارزشیابی انسانها و شخصیتهای مختلف اشاره میکند و در نهایت، به اهمیت عشق و باده در زندگی اشاره میکند.
منم و عشق سرکش عیار«ثانی اثنین اذهما فی الغار»
هوش مصنوعی: من در عشق و عشقی پرشور و سرکش غرق هستم، همچون دو نفر که در غاری پنهان شدهاند و تنها امید آنها به یکدیگر است.
عشق چبود؟ بگو: بلای عظیمعقل چبود؟ بگو که: دارا دار
هوش مصنوعی: عشق چه چیزی بود؟ بگو: یک درد و مشکل بزرگ. عقل چه چیزی بود؟ بگو که: مایهی ثروت و دارایی.
اول و آخر زمین و زمانکه جهان را بتست استظهار
هوش مصنوعی: در آغاز و پایان هر چیزی، زمین و زمان، تنها اوست که بر همه چیز تسلط دارد.
تو اگر حاضری، مشو غافلجام گلرنگ باده را بکف آر
هوش مصنوعی: اگر تو آمادهای، پس بیتوجه نباش و جام رنگین شراب را در دست بگیر.
پیش ما آر جام سرمستانتا ببازیم عالمی را بقمار
هوش مصنوعی: به ما بگو تا بادهی سرمستی را بیاورند تا با آن یک دنیایی را در قمار ببازیم.
ساقیا دیر شد که مخموریمبهر دفع خمار باده خم آر
هوش مصنوعی: ای ساقی، زمان زیادی گذشته و ما بیحال و مست هستیم. بیا برای رفع خستگی و بیحالیمان، جام شراب را حاضر کن.
هر کسی را عیار معلومستقاسم و شیشه تمام عیار
هوش مصنوعی: هر کسی دارای ویژگیها و مشخصات خاص خود است، مانند قاسم که در کارش خوب و با کیفیت است و شیشهای که به بهترین شکل ساخته شده است.