شمارهٔ ۳۹۶
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی حالات مختلف انسانها میپردازد و از حکایات و تجربیات مختلف صحبت میکند. شاعر به می و مستی اشاره کرده و از زاهدان و صوفیان حکایت میکند. او میگوید که ما در دنیای پریشان زندگی کرده و از دست رفتهایم. همچنین، شاعر به عشق و آزادی اشاره میکند و میگوید که از دام و دانه رهایی یافتهایم. او در نهایت تأکید میکند که نباید به حرف جاعلان و جاهلان گوش داد و باید به عمق معانی و تجربیات واقعی نگاه کرد.
از ما حکایت می و پیر و مغانه پرساز زاهدان حکایت تسبیح و شانه پرس
هوش مصنوعی: از ما داستان نوشیدنی و حکمتهای پیران را بپرس، اما از زاهدان فقط داستان تسبیح و کارهای ظاهریشان را بپرس.
اوراد جان ما همه مستی و عاشقیستاز صوفیان حکایت ورد شبانه پرس
هوش مصنوعی: نجواها و ذکرهای دلانگیز ما پر از عشق و شیدایی است. از صوفیان بپرسید که راز شبزندهداری و دعاهای شبانه چیست.
از باده تو مست خرابیم و بیخودیمافسانه زمانه ز اهل زمانه پرس
هوش مصنوعی: ما از شراب تو چنان مست و بیخودیم که داستانهای این زمانه را بهتر است از مردم آن زمانه بپرسی.
از دست رفته ایم و ز پا اوفتاده ایماز مرد کار قصه این کارخانه پرس
هوش مصنوعی: ما از کنترل خارج شدهایم و خسته و ناتوان شدهایم. برای شناخت مشکل، باید از کسی که در اینجا کار میکند پرسوجو کرد.
با هر که خر بود سخن از پایگاه گویمرغان عشق را صفت آشیانه پرس
هوش مصنوعی: با هر فرد نادانی که روبهرو شدی، دربارهی مقام و ارزش خود صحبت نکن؛ بلکه از ویژگیهای آشیانهی مرغان عشق بگو.
از دام و دانه فارغ و آزاد آمدیممرغ حریص را سخن از دام و دانه پرس
هوش مصنوعی: از بند و مادیات رها شدهایم، اکنون دیگر به دنبال طعمه و نیازهای دنیوی نیستیم. اگر با مرغی که به دنبال زندهماندن است صحبت کنیم، بیجهت او را از دام و دانهاش میپرسیم.
قاسم، بجاهلان سخن تازیان مگویاز جاعلان سخن بسر تازیانه پرس
هوش مصنوعی: قاسم، با نادانان دربارهی سخنان عربی صحبت نکن و از افراد فریبکار چیزی نپرس.