شمارهٔ ۴۵۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس پوچی و سرگردانی شاعر میپردازد که در جستجوی خداوند و توحید اوست. شاعر با زبان احساسات عمیق خود، از longing (آرزو) و عطشی که نسبت به معبودش دارد سخن میگوید و بیان میکند که چقدر در بیابان دلتنگی برای دیدار او سرگردان است. او از خداوند میخواهد که نگاهی به او بینداز و با ذکر صفات الهی، احساس ناتوانی و خستگی خود را بیان میکند. در پایان، شاعر به غم جدایی از محبوبش اشاره میکند و از دوری او دچار حیرت است.
من بیچاره سودا زده سرگردانمکه باوصاف خداوند سخن چون رانم؟
هوش مصنوعی: من بیچاره و پریشان هستم که چگونه میتوانم درباره صفات خداوند با دیگران صحبت کنم؟
من و توحید تو؟هیهات! دلم می لرزداین قدر بس که حدیثت بزبان می رانم
هوش مصنوعی: چطور میتوانم با توحید تو هم صحبت شوم؟ به قدری از این موضوع هراسانم که دلم به لرزه میافتد هنگامی که نام تو را بر زبان میآورم.
کردگارا، ملکا، پادشها، دیاناچونکه بی چونی، من چون ترا چون دانم؟
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ و پادشاه جهانیان، تو که در وجودت هیچ نقصی نیست، من چگونه میتوانم تو را بدون وجود خودت بشناسم؟
نظری کن ز سر لطف، که عمریست که مندر بیابان تمنای تو سرگردانم
هوش مصنوعی: لطفی بفرمایید و نگاهی به من بیندازید؛ زیرا سالهاست که در دل آرزوی شما و در تنهایی زندگی سرگردان ماندهام.
با هر جودی و قیوم وجودی بیقین«حسبناالله کفی » قاعده ایمانم
هوش مصنوعی: با هر نوع و حالتی که وجود داشته باشد، یقین دارم که «کافی است خدا برای ما» قاعدهای در ایمان من است.
همجی کرد سئوالی که: بگو حق بکجاست؟گفتم: آخر همه جا، در همه جا می دانم
هوش مصنوعی: سؤالی مطرح شد که: بگو حق کجاست؟ گفتم: در واقع حق در همه جا وجود دارد و من این را میدانم.
من بسامان صفات تو کجا ره یابم؟عاجزم، خسته دلم، بی سر و بی سامانم
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم به ویژگیهای تو برسم؟ من ناتوانم، دلزدهام و بدون ترتیب و نظم هستم.
گر قبولم کنی از لطف و کرم یک نفسیهمه اقبال جهان را بجوی نستانم
هوش مصنوعی: اگر از لطف و محبت تو بپذیریم، کافی است که یک نفس از تو داشته باشم تا بتوانم تمام خوشبختیهای دنیا را به دست آورم.
همه جا، از همه رو، روی تو در جلوه گریستمصحف روی ترا از همه رو می خوانم
هوش مصنوعی: در هر مکان و از هر زاویه، زیبایی تو درخشش پیدا کرده است. و من به هر طریقی از روی تو را به دقت مینگرم.
چند روزیست که قاسم ز تو ماندست جدابس عجب مانده ام، ای دوست، عجب می مانم
هوش مصنوعی: مدتی است که قاسم از تو دور شده و من از این جدایی بسیار متعجبم. ای دوست، همچنان در این تعجب به سر میبرم.