شمارهٔ ۴۶۷
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به توصیف جستجوی خود از معشوق میپردازد و به این نتیجه میرسد که در مکانهای مختلفی که میگردد، تنها یار را نیافته است. او به مقامات و زیباییهای مختلفی اشاره میکند، اما میفهمد که همه اینها بدون وجود یار هیچگونه ارزشی ندارند. شاعر بر این باور است که هر گوشه از دنیا که نگاه کند، جز عشق و محبوبش چیزی نمیبیند و در نهایت تنها خواستهاش، وصال و دیدار با یار است.
در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیمدر گنج رسیدیم ولی مار ندیدیم
هوش مصنوعی: ما در کعبه و معابد جز محبوب خود چیز دیگری ندیدیم. به گنج رسیدیم اما به جای نعمت، به زخم و آسیب برخورد نکردیم.
دیدیم درین دیر کهن سال دل افروزدیار بغیر از تو درین دار ندیدیم
هوش مصنوعی: در این مکان قدیمی و پر از خاطره، جز تو، کسی را که بتواند دل را شاد کند، پیدا نکردیم.
قرآن، که درو نیست خلافی بحقیقتجز در نمط مختلف آثار ندیدیم
هوش مصنوعی: ما در قرآن هیچ تناقضی که بیانگر حقایق باشد، جز در قالبهای مختلف آثار آن مشاهده نکردهایم.
مانند رخت یک گل رنگین طلبیدیمانصاف که در خانه و بازار ندیدیم
هوش مصنوعی: ما همچون رنگینکمانی زیبا، چیزی را طلب کردیم که در خانه و زندگی روزمرهمان نیافتیم.
این گل که ببازار جهان حسن تو آوردوردیست که در عرصه گلزار ندیدیم
هوش مصنوعی: این گل که در بازار دنیا به خاطر زیبایی تو آمده، جزیی از زیباییهایی است که در گلزارها هرگز ندیدیم.
هر روز بشکلی دگرآیی بر مستانهربار که دیدیم چو این بار ندیدیم
هوش مصنوعی: هر روز تو به شکلی جدید و زیبا ظاهر میشوی و ما هر بار که تو را میبینیم، این بار به گونهای متفاوتتر از قبل است.
هرجا که طلب کرد دل قاسم مسکینمطلوب و طلب جمله بجز یار ندیدیم
هوش مصنوعی: در هر مکانی که دل قاسم مسکین چیزی را بخواهد، فقط یار را میبیند و غیر از او هیچ خواستهای را نمیبیند.