شمارهٔ ۴۸۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و بیپایان عاشق به معشوق است. شاعر اعلام میکند که هیچ چیز در دنیا را نمیتواند به عشق یار و زیبایی او ترجیح دهد. او از وفاداری عاشقان به عشق حقیقی سخن میگوید و میگوید که ارزش و معنی عشق را نمیتوان به چیزهای سطحی یا دنیوی فروخت. در نهایت، شاعر اعتراف میکند که این عشق همچون دریا و بیکران است و نمیتواند به چیزهای ناپایدار و گذرا تقدیم شود.
ما عشق یار را بدو عالم نمیدهیمجامی ز دست دوست بصد جم نمیدهیم
هوش مصنوعی: ما عشق و محبت معشوق را به هیچ چیز دیگر در دنیا نمیدهیم و از دست دوست، حتی یک جام هم به هیچ قیمتی کنار نمیگذاریم.
ما عاشقان روی حبیبیم و عاقبتدار الجمال را بجهنم نمیدهیم
هوش مصنوعی: ما عاشق چهره معشوق هستیم و در نهایت زیبایی را به جهنم نمیفرستیم.
آن گوشه را که دیر مغانست و ما درورکنی از آن بگنبد اعظم نمیدهیم
هوش مصنوعی: آن گوشهای که مدتها در اختیار اهل معنویت و طریقت بوده و ما هم در آنجا یک رکنی از پایههای بزرگ را ایجاد کردهایم، هرگز به کسی نخواهیم داد.
ما آیتی بمکتب عشق تو خوانده ایممعنی آن بمحکم و مبرم نمیدهیم
هوش مصنوعی: ما در مکتب عشق تو آموختهایم، اما معنی آن را بهوضوح و صراحت بیان نمیکنیم.
ما خرقه پوش پیر مغانیم در طریقاین کسوه را بشیخ معمم نمیدهیم
هوش مصنوعی: ما جامه عیسیمان را از ریا و تظاهر دور میدانیم و در مسیر خود هیچگاه لباس تشخص و مذهب را به کسی نمیدهیم.
ما تشنگان بحر محیطیم، قاسمیدر بحر عشق آب بآدم نمیدهیم
هوش مصنوعی: ما تشنههای دریا هستیم، ولی کسی از ما نمیتواند در عشق به دیگران آب دهد.