شمارهٔ ۶۸۱
هوش مصنوعی: در این غزل شاعر به وسعت دل شیدایی و عشق اشاره میکند و میگوید که در این دریای عشق، دلها غرق شدهاند. او نگران است که چون زنگ هوی پاک نشود، نتوانیم به روشنی دل دست یابیم. شاعر به زیبایی یار و ویژگیهای عشق اشاره میکند و از حقیقت عشق و زندگی میگوید. همچنین، او بر اهمیت تمرکز بر حال حاضر تأکید میکند و از زهد و دوری از لذتهای دنیوی انتقاد میکند. در پایان، عشق را به عنوان منبع حیات و خوشی معرفی میکند و از زاهد میخواهد که به جای روزهای آینده، از شراب عشق بهرهمند شود.
غرق آن بحر محیطست دل شیداییغرق آن بحر چنان شو،که ازو برنایی
هوش مصنوعی: دل شیدا در دریا و عمق احساسات غرق شده است. چنان در این دریا غرق شو که دیگر نیازی به رفتن به کنار آن نداشته باشی و خود را از آن جدا نکنی.
طبل پنهان مزن،ای دوست، دگر زیر گلیمکه کلیمی و ملک سای و فلک فرسایی
هوش مصنوعی: ای دوست، دیگر زیر فرش نزن، چرا که تو هم چون یهودی هستی و پادشاهی و آسمان را به بازی میگیری.
تا دل از زنگ هوی پاک نگردد هرگزنتوان گفت که: چون آینه روشن رایی
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل از آلودگیهای دنیوی پاک نشود، هرگز نمیتوان گفت که انسان مانند آینهای روشن و شفاف است.
ز کحا میرسی،ای یار،چنین شنگ و لطیف؟بکجا میروی،ای دوست،بدین زیبایی؟
هوش مصنوعی: عزیز من، از کجا آمدهای که اینقدر شاداب و لطیف هستی؟ به کجا میروی که این زیبایی را با خود میبری؟
تو پس پرده و دلها همه غرقند بخونپرده بردار، که خورشید جهان آرایی
هوش مصنوعی: تو در پس پرده قرار داری و دلها همه غرق در غم و اندوه هستند. پرده را کنار بزن تا نور خورشید که زینتبخش جهان است، را نشان دهی.
روی آن یار بهر حال عیانست، ببیننقد را باش چرا در گرو فردایی؟
هوش مصنوعی: محبوب همیشه در دسترس و آشکار است، پس چرا بابت چیزی که هنوز نیامده، در انتظار بمانیم؟
قاسم ازجام می عشق حیات جان یافتزاهدا، باده بکش،باد چه می پیمایی؟
هوش مصنوعی: قاسم از جام عشق زندگی تازهای به دست آورد. ای زاهد، چرا به فکر چیزی دیگری هستی؟ بیا و مشغول نوشیدن باده شو.