شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شور و شوقی عمیق نسبت به محبوبی به نام "گیل" است. شاعر از زیباییها و ویژگیهای نیکوی او صحبت میکند و او را فرشتهایی توصیف میکند که جان و دلش را تحت تأثیر قرار داده است. به عشق و وابستگی عمیق خود به این محبوب اشاره میکند و از لذتی که در دیدار او پیدا میکند، میگوید. شاعر به طور ضمنی از غم و فراق نیز سخن میگوید و نشان میدهد که این احساسات عذابآور در کنار عشقش وجود دارد. در نهایت، او به یادآوری وعدههای عاشقانه و حسرت ناشی از دوری میپردازد.
قبله جان من تویی، گیل فرشته رنگ و بوماه سپهر مکرمت، سرو ریاض آرزو
هوش مصنوعی: تو قبلهی جان منی، ای گلی که رنگ و بویت مانند فرشته است، و ای ماهی که در آسمان مکرمت میدرخشی، تو درخت سروی هستی که آرزوهایم به تو وابسته است.
گیل نهای، فرشتهای، وز دل و جان سرشتهایگیل که بو؟ که بو چنین حوروَش و فرشتهخو؟
هوش مصنوعی: ای گیل، تو نه تنها یک انسان معمولی هستی، بلکه فرشتهای هستی که با تمام وجود و احساساتت ساخته شدهای. تو چه کسی هستی که اینچنین زیبایی و لطافت در چهرهات موج میزند؟
می دل و دین تی فدا، خوا ببری که وس خوشیقبله تویی، کجا روم شهر به شهر و کو به کو؟
هوش مصنوعی: دل و دینم را فدای تو میکنم، زیرا تو هدف و خوشی من هستی. نمیدانم باید به کجا بروم، از شهر به شهر و از کوچه به کوچه، وقتی که تو قبلهام هستی.
تی سر زلف مشکبو، آنچه به من کری ز جانشرح دهم، اگر بود، با تو مجال، مو به مو
هوش مصنوعی: موهای زیبای تو که عطر مشک میدهد، اگر فرصتی بود، هر آنچه از جانم میخواهم بگویم، بهطور دقیق و کامل برایت بیان میکردم.
آینه را اگر رسد عکس جمال تو دمیکی رسد آنکه باشدش با تو مجال روبهرو؟
هوش مصنوعی: اگر آینه لحظهای تصویر زیبایی تو را ببیند، آیا هیچگاه کسی پیدا میشود که همچون تو در برابرش باشد؟
دوش به غمزه گفتهای: او ز نما ترا به غمنوبت دیگر از کرم قصه دوش باز گو
هوش مصنوعی: دیشب به لطافت به تو گفتم که او به زیباییات نگاه کرده است، و حالا با مهربانی از تو خواهش دارم که داستان دیشب را دوباره برایم تعریف کنی.
گفتمش: ای مراد جان، وعده وصل کردهایگفت که: آن حکایتا وا مطلب، که آن بشو
هوش مصنوعی: به او گفتم: ای خواسته دل، تو وعده دیدار دادهای. او پاسخ داد که: آن داستان را فراموش کن و به اصل مطلب بپرداز.
گفتمش: ای عزیز من، خوار شدم ز عشق توگفت که: نانه خوار بین، کاوره فن لا و لو
هوش مصنوعی: به او گفتم: ای محبوب من، به خاطر عشق تو به ذلت و خواری افتادهام. او پاسخ داد: کسی که در عشق دچار سختی میشود، نباید نگران باشد، چون این بخشی از راه است و در آن، امیدی نهفته است.
گفتم: عاشق تویم، چیست بگو دوای من؟گفت: مگوی این سخن، بیتو مرا به سر بشو
هوش مصنوعی: گفتم: من عاشق تو هستم، بگو چه چیزی درمان من است؟ او پاسخ داد: این حرف را نزن، چون بدون تو نمیتوانم زندگی کنم.
قاسمی از فراق و غم گم شد و بیخبر ز خودگم شده فراق را از کرم تو و از جو
هوش مصنوعی: قاسمی در اثر دوری و غم، گم شده و بیخبر از خودش، دلسردی ناشی از دوری را با لطف تو و از احساسات عمیقش از دل میبرد.