شمارهٔ ۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با معشوق خود صحبت میکند و از او میخواهد که به نزدش برگردد. معشوق در پاسخ میگوید که دلش او را میخواهد. شاعر از عشق و نیاز خود به معشوق میگوید و معشوق با خنده به او پاسخ میدهد و بر ویژگیهای خود تأکید میکند. شاعر در نهایت به زیبایی معشوق و تأثیر او بر خود اشاره میکند و به نظر میرسد که عشق او بسیار عمیق و پرشور است.
گفتم: ای جان، ز درم باز آییگفت: دلدار که می بازایی
هوش مصنوعی: گفتم: ای عزیز، آیا دوباره به سراغ من خواهی آمد؟ او پاسخ داد: کسی که بر دلش تسلط دارد، میتواند هر چیزی را به دست آورد.
گفتمش: عاشق مسکین توامگفت: خا دانه وزم بین شایی
هوش مصنوعی: به او گفتم که من عاشق بیچارهی تو هستم. او با نگاهی خالی به من پاسخ داد که به من توجهی ندارد.
گفتمش: خیره مراجی خودیخنده زد گفت: لجورستایی
هوش مصنوعی: به او گفتم: به خودت توجه کن، او با خنده پاسخ داد: مگر تو نمیدانی که من به چه چیزی تعلق دارم؟
گفتمش: رو بنما، گفت بناز:کین گدا را بین هوس باشایی
هوش مصنوعی: گفتم به او: خود را نشان بده، او گفت: خود را بیارای، چرا که نگاه کن به این گدا که آرزوی پادشاهی دارد.
خبر آمو که عجب لاوم منگفتمش: لاوه بکن، خوش لایی
هوش مصنوعی: من از آنچه که شنیدم باخبر شدم که چقدر شگفتانگیز است. به او گفتم: «بیا، خوش بگذرانیم!»
همه جای روی تو بیند قاسموس عجب نی که ببو هرجایی
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، زیبایی تو در آنجا مشاهده میشود و این امر جای شگفتی نیست که در هر مکانی دربارهات صحبت شود.