قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به نقد طمع و وابستگی به دنیا میپردازد. او بیان میکند که فقط انسانهای عاقل از بند طمع رهایی یافتهاند و دیگران به خاطر greedy بودن خود گرفتار شدهاند. طمع باعث میشود که انسانها مانند حیوانات در قید و بند زندگی کنند. شاعر اشاره میکند که حیواناتی مانند گوزن و گور نمیخواهند طلا و زر را جستجو کنند و از زنجیر و غل رهایی یافتهاند. در نهایت، او به این نکته میپردازد که گرچه برخی افراد در زنجیر طمع هستند، اما عدهای از آنها آزاد و بینیاز از رنج زندگی میکنند.
ز بند آز به جز عاقلان نرستهستنددگر به تیغ طمع حلق خویش خستهستند
هوش مصنوعی: تنها عاقلها از بند آز و آزمایشها رهایی یافتهاند، دیگران با طمع و اشتیاق خود به زنجیر درآمده و آسیب دیدهاند.
طمع ببر تو ز بیشی که جمله بی طمعانز دست بند ستمگاره دهر جستهستند
هوش مصنوعی: به بیشی و فراوانی طمع نکن، زیرا همه کسانی که بدون طمع زندگی میکنند، از زنجیرهای ستمهای زمانه رهایی یافتهاند.
گوزن و گور که استام زر نمیجویندزقید و بند و غل و برنشست رستهستند
هوش مصنوعی: گوزن و گورخر به دنبال طلا نیستند و از قید و بند و زنجیر رها شدهاند.
و گر بر اسپ ستام است، لاجرم گردنشچو بندگان ذلیل و حقیر بستهستند
هوش مصنوعی: اگر بر اسبی شرف و قدرت باشد، در نتیجه گردن او مانند گردن بندگان بیقدر و ذلیل بسته شده است.
پراپرند زطمع بازو، جغدکان بیرنجنشستهاند ازیشان طمع گسستهستند
هوش مصنوعی: پرندگان از طمع و حرص دور شدهاند و جغدها بدون زحمت نشستهاند؛ زیرا از آن طمع خود را کنار گذاشتهاند.