بخش ۷ - قزوین، رییس علوی آن و صنعت کفشگری در قزوین
هوش مصنوعی: در تاریخ پنجم محرم سال 438 هجری، نویسنده به سمت قزوین حرکت کرد و در راه به دیه قوهه رسید. او به قحطی در آن محل اشاره کرده و میگوید که یک من نان جو به دو درهم فروخته میشد. سپس در نهم محرم به قزوین رسید و شهر را با باغستانهای متعدد و بدون دیوار و موانع توصیف کرد. قزوین را شهری زیبا و محصور با بازارهای خوب اما کم آب دانست، زیرا آب آن به کاریزهای زیرزمینی محدود بود. همچنین اشاره کرد رییس شهر فردی علوی بوده و بیشتر کارخانههای موجود در شهر کفشگر بودند.
پنجم محرم سنه ثمان و ثلثین و اربعمایه (۴٣٨)، دهم مرداد ماه سنه خمس عشر و اربعمائه (۴١۵) از تاریخ فرس، به جانب قزوین روانه شدم و به دیه قوهه رسیدم.
هوش مصنوعی: در پنجمین روز ماه محرم سال ۴۳۸ هجری، و در دهم مرداد سال ۴۱۵ هجری، از تاریخ ایرانی، به سمت قزوین حرکت کردم و به روستای قوهه رسیدم.
قحط بود و آن جا یک من نان جو به دو درهم میدادند. از آن جا برفتم، نهم محرم به قزوین رسیدم. باغستان بسیار داشت بی دیوار و خار و هیچ مانعی از دخول در باغات نبود.
هوش مصنوعی: در آن زمان، کمبود غذا وجود داشت و قیمت یک من نان جو به دو درهم بود. از آن محل حرکت کردم و در نهم محرم به قزوین رسیدم. این شهر باغهای زیادی داشت که دیوار یا خار نداشتند و هیچ موانعی برای ورود به باغها وجود نداشت.
و قزوین را شهری نیکو دیدم، بارویی حصین و کنگره بر آن نهاده و بازارهایی خوب مگر آنکه آب در وی اندک بود و منحصر به کاریز ها در زیر زمین.
هوش مصنوعی: قزوین را شهری زیبا و با ویژگیهای برجسته یافتم، که دارای دیواری مستحکم و محکم با برجهای بلند است. بازارهای خوبی نیز دارد، اما آب در این شهر کم است و تنها به قناتهای زیرزمینی محدود میشود.
و رییس آن شهر مردی علوی بود و از همه صناعها که در آن شهر بود کفشگر بیشتر بود.
هوش مصنوعی: و رئیس آن شهر مردی از خاندان علی (علیهالسلام) بود و در میان همه صنعتگران آنجا، کفشگر بیشتر از همه بود.