بخش ۶۷ - حکایت آن شکمپرست پرخور که از قرآن کُلوا وَ اشْرَبوا را آموخته بود
هوش مصنوعی: در این متن یک گفتوگوی فلسفی و مذهبی مطرح شده است. شخصی از دیگری درباره علم و دانش او میپرسد و به ویژه درباره قرآن و معانی آن. پاسخ دهنده میگوید که فقط به برخی آیات سطحی واقف است و از عمق معانی قرآن بیخبر است. او بر این نکته تأکید میکند که آنچه در قرآن است، تنها دستورات و احکام ظاهری نیست و باید به دقت به معانی باطن و اسرار آن توجه کرد.
او به سرزنش فقیهان و عالمانی میپردازد که فقط به ظواهر دین میپردازند و به جستجو در عمق معانی و رسیدن به حقایق روح و توحید نمیپردازند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که بسیاری از افراد، چه عالم و چه عادی، زیر تأثیر اهوای نفس و طبع خود گرفتار آمدهاند و نیاز به بیداری و تعمق در دین و حقیقت دارند.
آن یکی پرسید از پر خوارهایحِرفتی داری و یا بیکارهای
هوش مصنوعی: یک نفر از شخصی که در حال صرف غذا بود پرسید: آیا چیزی برای گفتن داری یا بیکار هستی؟
گفت من دارم همایون پیشهاینیست جز آن پیشهام اندیشهای
هوش مصنوعی: شخصی میگوید که من شغف و کار خاصی دارم و جز آن هیچ فکر و اندیشه دیگری ندارم.
مقریم قرآن خوانی شغل منهم به خلوتگاه و هم در انجمن
هوش مصنوعی: شغل من خواندن قرآن است و این کار را هم در مکانهای خصوصی و خلوت انجام میدهم و هم در جمعها و محافل عمومی.
نیست غیر از مصحف حق یار منحفظ کن در روز و شب هنجار من
هوش مصنوعی: من تنها به قرآن و آموزههای آن اعتماد دارم، بنابراین در روز و شب، اصول و قوانین آن را در ذهن خود نگهدار.
گفت از قرآن چه میدانی بگوگفت هان بشنو کلوا واشربوا
هوش مصنوعی: گفتند از قرآن چه میدانی؟ پاسخ داد: پس بشنوید که بخورید و بنوشید.
گفت دیگر گفت دیگر نیست یادنیست در قرآن بجز آن سیمناد
هوش مصنوعی: میگوید که دیگر صحبت از یاد و حافظه نیست، جز آن آیهای در قرآن که اشاره به زیبایی دارد.
من ز قرآن غیر این نادیدهامبلکه از استاد هم نشنیدهام
هوش مصنوعی: من فقط به قرآن توجه دارم و هیچ چیز دیگری را نمیبینم؛ حتی آنچه از استادان هم شنیدهام برایم مهم نیست.
آری آری ذوق و لمس و چشم و گوشنطق و تخییل و تصور حفظ و هوش
هوش مصنوعی: بله، احساسات و حواس مانند بینایی، شنوایی و لمس، و همچنین توانایی فکر کردن و تصور کردن، همه جزو ویژگیهای انسان هستند که به او کمک میکنند تا جهان را درک کند و با آن ارتباط برقرار کند.
جمله اینها پیشکاران دلندبزم دل را هم وِشاق محفلند
همه اینها پیشکاران دل، خبر خوش بزم دل و محفل هستند .
آنچه دل فرماید آن بیند بصروانچه گفت آن بشنود گوش ای پسر
هوش مصنوعی: هر آنچه دل بخواهد، چشم میبیند و هر آنچه که گفته شود، گوش میشنود، پسرم.
آنچه بسپارد به دل آن را نگاهدارد و دور افکند از خود سواه
هوش مصنوعی: هر چیزی که به دل بسپاری، آن را حفظ میکند و جز آنچه را که میخواهد، دور میسازد.
جمله اینها چاکرانند و خدمخدمت سلطان دل را ملتزم
هوش مصنوعی: همهی اینها، خدمتگزاران و چاکران هستند و به خدمت به دل سلطان ملتزماند.
آنچه آن غیر از هوای دل بودگوش و هوش تو از آن زایل بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که غیر از خواسته و احساس دل تو باشد، توجه و درک تو از آن دور است.
هان ببین آن فلسفی را ای سلیمکز تحکم نام خود کرده حکیم
هوش مصنوعی: ای سلیم، به آن فیلسوف نگاه کن که از خودبزرگبینی، خود را حکیم مینامد.
غیریؤتی الحکمة آن مرد غبیمینداند آیهای را از نبی
هوش مصنوعی: مرد نادان به درستی نمیداند که چه حکمتهایی در دست انسانهای با خرد وجود دارد.
وز نبی هم غیر حکمت ضالهاینیست چیز دیگران را والهای
هوش مصنوعی: از پیامبر نیز جز حکمتهای گمراهکننده چیزی دیگر نیست؛ دیگران را فقط به حیرت وادار میکند.
آن مباحی مذهب و صوفی لقبآن مرقع پوش دزد والحرب
هوش مصنوعی: آن کسی که به نحوی از مذهب و تصوف استفاده میکند، در واقع دزدی است که به ظاهر خود را پوشانده و در جنگ و درگیری قرار دارد.
گرچه تا طاسین مصحف را خویدغیر مافی الارض من حرم ندید
هوش مصنوعی: هرچند زمانی که کتاب مقدس را به صورت خالی میخوانید، جز آنچه در زمین است، هیچ چیز دیگر را در حرمت نمیبینید.
روز و شب در طاعت امر کلواچون گلو شد تا گلویش واشربوا
هوش مصنوعی: هر روز و شب در اطاعت و بندگی خدا مشغول باشید، همچنان که به گلویتان غذا میرسانید و مینوشید.
آن فقیه شهر بین مست غرورکو زند کوس و دهار اندر دهور
هوش مصنوعی: فقیه شهر تحت تاثیر غرور خود، به صدا درآورده و در هر زمان و مکانی به سرزنش و انتقاد میپردازد.
از کتاب حق که گنج اعظم استرطب و یابس جمله در آن مدغم است
هوش مصنوعی: کتاب حق منبعی بزرگ و ارزشمند است که در آن تمام انواع اطلاعات و معانی، چه خوب و چه بد، به هم آمیخته شدهاند.
علم ما کان و علم مایکوناندر آن اندر ظهور و در کمون
هوش مصنوعی: علم ما به آنچه بوده و آنچه خواهد شد در آنجا نهفته است، هم در آشکار و هم در نهان.
مخزن اسرار ربانیست آنمطلع انوار سبحانیست آن
هوش مصنوعی: مطلع نورهای الهی و مقدس، محل جمع رازهای ربانی است.
نسخه بر لیغ ملک سرمد استنامهٔ ناموس شرع احمد است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که دستورالعمل یا قاعدهای که برای حکومت و مدیریت عالم هستی وجود دارد، بر اساس اصولی است که از اعتقادات و قوانین مذهبی نشأت میگیرد و ارتباطی با ظهور و رسالت حضرت محمد (ص) دارد. به عبارت دیگر، اصول اخلاقی و قانونی که بر جامعه حاکم است، از ارزشهای اسلامی و معنوی سرچشمه میگیرد.
گوییا نشنیده غیر از فانکحواطلقوا و فاغسلوا و امسحوا
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که فقط دستورات خاصی در مورد ازدواج، طلاق، غسل و تیمم را شنیدهاید و به دیگر مسائل توجهی نداشتهاید.
ما ان امر و از عنا قد هلکثلث ثلثان کرد باید ماترک
هوش مصنوعی: امروز، دو سوم از آنچه که باید انجام میشد، از بین رفته است؛ بنابراین باید آنچه را که باقی مانده، ترک کنیم.
ارکعوا را خوانده تا اتوالزکوةغافل از آیات توحید و صفات
هوش مصنوعی: نماز را به صورت ظاهری میخوانید و مشغول پرداخت زکات هستید، اما از نشانههای یکتایی خدا و ویژگیهای او غافلید.
فقه اعضا و جوارح را درستکردهای در فقه نفس روح سست
هوش مصنوعی: تو توانستهای در مورد اعضا و اعضای بدن به درستی فقهی درست کنی، اما در فقه مربوط به نفس و روح، هنوز به ضعف و سستی دچار هستی.
هر گروهی مسلکی بگزیدهاندآیهای چندش موافق دیدهاند
هوش مصنوعی: هر گروهی برای خود یک مذهب یا رویکرد خاصی را انتخاب کردهاند و آیات و نشانههایی را که با عقایدشان همخوانی دارد، مشاهده میکنند.
بهر اصلاح هوای نفس خویشپیش عامه آیهای آورده پیش
هوش مصنوعی: برای اصلاح کردن نفس خود، در حضور مردم، آیهای آوردهام.
گر نه اینها مکر نفس است و هواجمله قرآن هست فرمان خدا
هوش مصنوعی: اگر این مسائل نیستند، پس فریب نفس و خواستههای نفسانی است و تمام آنچه که در قرآن آمده است، دستور خداوند به شمار میآید.
آخر آیات اگر هم از خداستحکمهای محکم ما و شماست
هوش مصنوعی: اگرچه آیات آخر از جانب خداوند هستند، اما این قوانین و احکام محکم همچنان متعلق به ما و شماست.
گر نداری صد مرض گو پس چرامؤمن بعضی و کافر بعض را
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی دردهای خود را بپوشانی، پس چرا بعضی را مؤمن و بعضی را کافر میدانی؟
عقدهای دارم چه شد دانشوریتا گشاید بر من حیران دری
هوش مصنوعی: من یک احساس درونی دارم و منتظرم که یک عالم یا دانشمند به من کمک کند تا درهای تازهای به روی من باز شود و از سردرگمی نجاتم دهد.
تا بگوید فاش با طبل و علمما اری یا لیت اهلافی الامم
هوش مصنوعی: بند به بیان میآید که به صورت واضح و با صدای بلند، به همه اعلام شود که ای کاش ای کاش میدانستم که در این دنیا چه گروهها و ملتهایی وجود دارند.
عالم و عامی به هر ملت که هستدر میانشان نیست صد ایزد پرست
هوش مصنوعی: در میان مردم، نه دانشمندی و نه فرد نادانی وجود ندارد که به خداوند اىزدپرست اعتقاد نداشته باشد.
نیست در عالم یکی مرد خداجمله شان مفتون طبعند و هوا
هوش مصنوعی: در این دنیا کسی وجود ندارد که به درستی خدا را بشناسد؛ همه آنها تحت تاثیر خواستهها و تمایلات خود هستند.
یا بگوید نکتهای این ماجراکو گزند این را دوا آن را چرا
هوش مصنوعی: شاید بگوید که این داستان چه نکتهای دارد، و این مشکل را چطور میتوان درمان کرد و چرا آن یکی را نمیتوان اصلاح کرد.