بخش ۱۸۴ - داستان آن گدا که هرچه به او دادند نگرفت
هوش مصنوعی: این شعر داستانی دربارهی یک بزرگمرد است که در راهی عبور میکند و ناگهان به زیبایی خیرهکنندهای بر بالای بام ملکهوار چشم میدوزد. این زیبایی به او تاثیری عمیق میگذارد به طوری که دلش را میرباید و او را بیهوش میکند. او پس از چند روز دلی پر از درد و عشق میرا تجربه میکند و تصمیم میگیرد به خانهی آن زیبایی برود. با عزم و ارادهای قوی، بر در خانهاش فریاد میزند و در انتظار محبت و مهری از طرف صاحبخانه میماند.
شعر به مباحثی از جمله اهمیت سعی و همت در زندگی، و تأثیر آن بر روی زندگی انسانها اشاره میکند. شاعر میگوید که هر کس تلاش کند، به موفقیت میرسد و این تلاش میتواند از او فردی بزرگ بسازد. او تأکید میکند که بیهمتی، انسان را به ذلت و ضعف میکشاند و در مقابل، همت و تلاش، موجب میشود انسان به قلههای بلند برسد.
یک بزرگی می گذشت اندر رهیدید ناگه بر لب بامی مهی
هوش مصنوعی: یک فرد بزرگ در حال عبور از راهی بود که ناگهان نگاهی به بالای یک بام انداخت و ماهی را مشاهده کرد.
مه نه بل خورشید چارم آسمانروی او بر آسمان پرتوفشان
هوش مصنوعی: ماه نیست، بلکه خورشید است که در چهار جهت آسمان میتابد و نورش بر آسمان میافشانند.
از کمان ابروان مشکبارصید افکن از یمین و از یسار
هوش مصنوعی: از ابروان زیبا و پر curve خود، تیر عشق را به سمت راست و چپ رها کن.
وز کمند گیسوان تابداربسته پای رهروان از هر کنار
هوش مصنوعی: از دستهای گیسوان بلند و نرم، راهروها در هر سو گرفتار شدهاند.
آن نگار صید جو از طرف بامبا نگاهی ساخت کار آن همام
هوش مصنوعی: آن دلبر زیبا که در بام حاضر است، با نگاهش دل آن قهرمان را تسخیر کرد.
دل ز عارف برد بالا با کمندبا کمند آن دو گیسوی بلند
هوش مصنوعی: دل عاشق با نیرنگ و جاذبهی زیبایی آن دو گیسوی بلند عارف را تسخیر کرد و او را متعجب کرد.
دل ربود از سینه و هوشش ز سربیدل و بیهوش ماند آن ره سپر
هوش مصنوعی: دل از سینه بیرون رفت و عقلش نیز از سرش رخت بربست، و او که بیدل و بیهوش بود، در آن مسیر همچنان بیخبر ماند.
سوی منزل رفت و دندان بر جگرنی خبر از پای او را نی ز سر
هوش مصنوعی: او به سمت خانه رفت و به خاطر غم و اندوهش دندانش را بر جگر فشرد؛ اما هیچ کس از حال او و وضعیتش خبری نداشت و کسی نمیدانست که او در چه حالی است.
یک دو روزی خون دل خورد و خزیدعاقبت عشقش عنان از کف کشید
هوش مصنوعی: مدتی را با زحمت و درد در دل گذرانید، اما در نهایت عشقش کنترل زندگیاش را از دست داد و رهایی یافت.
آتش عشقش شرر انگیز شدجام صهبای غمش لبریز شد
هوش مصنوعی: عشق او به شدت شعلهور شد و دلی پر از غم و اندوه پیدا کردم.
خانه بر او تنگ شد چون چشم میمدشت شد چون دوزخ و گلشن جحیم
هوش مصنوعی: خانه برای او تنگ شد و حالش مانند دشت وسیع است، که مثل جهنم و بهشت به نظر میرسد.
پس گذر افکند اندر پای بامنی اثر زان دید و نی بشنید نام
هوش مصنوعی: پس از آنکه گذشت، اثر نی را در پای بام دید و نام او را نشنید.
پس یکی زنبیل چون عباس دوسبرگرفت و جست چون تیری ز قوس
هوش مصنوعی: پس یکی زنبیل مانند عباس دو دستی برداشت و به سرعت همانند تیری که از کمان پرتاب میشود، حرکت کرد.
رفت سوی خانه ی آن دلرباگفت یاران چیزی از بهر خدا
هوش مصنوعی: به سوی خانهی آن دلکش رفت و گفت: دوستان، چیزی برای رضای خدا بیاورید.
شیئی لله شیئی لله ای مهانمن گدای عاجزم بس مستهان
هوش مصنوعی: ای مهمانان، هر چیزی از آن خداست، من هم گدای ناتوان شما هستم که بسیار حقیر و کوچک هستم.
بر در آن خانه بس فریاد کردتا که صاحبخانه او را یاد کرد
هوش مصنوعی: او به اندازهی زیادی در کنار در آن خانه فریاد زد تا اینکه صاحبخانه توجهش به او جلب شد.
سعی و همت هست مفتاح فرجمن قرع باباً وقد لج ولج
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش کلید گشایش مشکلات است. هر که در را بکوبد و پافشاری کند، به نتیجه خواهد رسید.
هرکه در زد خانه ای را عاقبتدرگشایندش به مهر و مرحمت
هوش مصنوعی: هر کسی که با نیکی و محبت به سراغ کسی بیفتد، در نهایت او را با مهربانی و لطف پذیرا خواهند شد.
نیست از دون همتی چیزی بترکو ز بی همت کسی محرومتر
هوش مصنوعی: کسی که پایینتر از حد خودش است و همت ندارد، هیچچیز بدتر از او نیست، زیرا کسی که همت ندارد، از همه بیهمتتر و محرومتر است.
سعی و همت در کسی چون جمع شدبزم عالم را چراغ و شمع شد
هوش مصنوعی: وقتی که تلاش و اراده در کسی تجلی پیدا کند، میتواند به مانند چراغ و شمعی، روشنایی و نور به زندگی و دنیای اطرافش ببخشد.
من چنین دانم که آن مسکین گدامی شود از سعی و همت پادشا
هوش مصنوعی: من بر این باورم که آن فرد فقیر و بیچاره به خاطر تلاش و کوشش پادشاه، دچار فقر و تهیدستی میشود.
می توان از سعی بر افلاک شدای خوش آنکو ساعی و چالاک شد
هوش مصنوعی: اگر تلاش و کوشش کنی، میتوانی به اوج و قلهها برسی. خوشا به حال کسی که پرجنب و جوش و فعال باشد.
راه آن باید ولی جست از نخستوانگهی پیمود ره چالاک و چست
هوش مصنوعی: باید از آغاز مسیر را جستجو کرد و سپس با شتاب و سرعت آن را پیمود.
از کسالت مرد ابتر می شودلایق روبند و معجر می شود
هوش مصنوعی: از بیحوصلگی و کسل بودن، آدم نمیتواند به چیزهای ارزشمند و زیبا دست یابد و به نوعی به پایینافتادگی دچار میشود.
زاید از دون همتی ای یار فردذلت و عجز و زبونی بهر مرد
هوش مصنوعی: ای دوست، از همت پایین و ناتوانی، ذلت و ضعف برای مردان به وجود میآید.
وز کسالت نکبت و ادبار زادتا چه زاید خود از این دو ای عماد
هوش مصنوعی: از کسالت و بدشانسی و ناکامی که به آن دچار شدهای، بدان که چه برکاتی میتواند از این دو وضعیت برای تو به وجود آید، ای عماد.