شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: این بخش از شعر به ناامیدی و بیثمری کوششها اشاره دارد. شاعر از بینتیجه بودن نالهها و دعاهایش میگوید و اینکه در جستجوی علامتهای امید، به هیچ نشانی دست نیافته است. او به یاد میآورد که مدت سی سال عبادت کرده، اما در یک لحظه همه چیز را به میفروش داده و از این معامله ناراحت نیست. در نهایت، شاعر به این حقیقت پی میبرد که عاشقنبودن کسی به معنای خوشبختی او نیست و همچنین تحمل درد عشق را بیشتر از این نمیتواند.
یا رب ز بخت ماست که شد ناله بی اثریا هرگز آه و ناله و زاری اثر نداشت
هوش مصنوعی: خداوندا، میدانم که از سرنوشت ماست که نالههای ما تاثیری نداشته، یا شاید اصلاً هیچ وقت آه و گریه ما مؤثر نبوده است.
زان بی نشان ز هر که نشان جستم ای عجبدیدم چو من ز هیچ نشانی خبر نداشت
هوش مصنوعی: در جستجوی نشانهای از آن موجود بینشان، شگفتزده شدم که دیدم کسی مانند من از هیچ نشانهای اطلاعی نداشت.
گفتم علاج غم به دعای سحر کنمغافل از اینکه تیره شب ما سحر نداشت
هوش مصنوعی: گفتم برای درمان غمم در وقت سحر دعا میکنم، غافل از اینکه شب تار ما هیچگاه سپیدهدمی نداشت.
دردا که دوش طاعت سی سال خویش رادادم به می فروش به یک جرعه برنداشت
هوش مصنوعی: آه که چقدر متأسفم، دیروز تمام سالهای گذشتهام را صرف عبادت کردم، اما در یک لحظه از بادهفروش حتی یک جرعه هم برنداشتم.
دنیا و آخرت همه دادم به عشق و بسشادم که این معامله یک جو ضرر نداشت
هوش مصنوعی: من همه چیز را در دنیا و آخرت فدای عشق کردهام و از این کار بسیار خوشحالم، زیرا این معامله هیچ ضرری برایم نداشته است.
گر ترک عشق کرد صفایی عجب مداربیچاره تاب محنت از این بیشتر نداشت
هوش مصنوعی: اگر کسی عشق را ترک کند، عجیب نیست که دچار بیتابی و ناراحتی شود، چون در حقیقت او دیگر از این همه درد و رنج بیشتر را نمیتوانست تحمل کند.