شمارهٔ ۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فضای میکده و نوشیدن اشاره میکند و نشان میدهد که کار او و دلش در این محیط به آرامش و لذت میرسد. او از عشق و وابستگی خود سخن میگوید و از مخالفتهای مذهبی با عشق انتقاد میکند. او به دین و نصوص میپردازد و میپرسد که کدام آیه عشق را منع کرده است. شاعر به روایتی از عشق اشاره میکند که هنوز به پایان نرسیده و از درد حاصل از جدایی و دلتنگی میگوید. در نهایت، او به صفای میکده اشاره میکند و بر تفاوت آن با مکانهای عمومی و آموزشی تأکید میکند.
تا میکده باز و می به جام استکار من خسته دل به کام است
هوش مصنوعی: تا زمانی که میکده باز است و شراب در جام وجود دارد، من نیز با دل خستهام به آرامش خود میرسم.
تا مغبچگان مقیم دیرنددر دیر مغان مرا مقام است
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق و جوانان شاداب در میخانهها حضور دارند، من نیز در آنجا جایگاهی دارم.
دل از کف من ربوده ماهیکش مهر فلک کمین غلام است
هوش مصنوعی: دل من از دستم رفته و مانند ماهیگیری است که تحت تأثیر شگفتیهای آسمان قرار گرفته و مثل یک بنده در چنگ آن است.
در دام کسی فتاده ام منکش مرغ حرم اسیر دام است
هوش مصنوعی: من در چنگال کسی گرفتار شدهام که خود همانطور که مرغی در دام گرفتار میشود، اسیر است.
آن آیه که منع عشق داردای واعظ هرزه گو کدام است
هوش مصنوعی: ای واعظی که بیمورد سخن میگویی، بگو کدام آیه عشق را منع کرده است؟
وان می که به دوست ره نمایدآیا به کدام نص حرام است
هوش مصنوعی: آیا نوشیدنی که راهی به سمت دوست نشان میدهد، بر اساس کدام دلیل حرام است؟
دامی که به راه عشق باشددیدیم که دام ننگ و نام است
هوش مصنوعی: ما دامی را دیدهایم که در مسیر عشق قرار دارد، و میدانیم که این دام باعث شهرت و ننگ انسانها میشود.
از خانه ما که باد آبادتا منزل دوست یک دوگام است
هوش مصنوعی: از خانه ما تا خانه دوست فاصلهای بسیار کم است و میتوان به راحتی به او رسید.
گفتند بسی فسانه ی عشقاین قصه هنوز ناتمام است
هوش مصنوعی: گفتند داستان عشق قصهای طولانی و پرماجراست، و هنوز پایان نیافته است.
گفتم که دگر دلم مسوزانگفتا که بسوزمش که خام است
هوش مصنوعی: به او گفتم دیگر دلم را نسوزان، او پاسخ داد: بگذار بسوزانمش، زیرا هنوز ناپخته است.
در میکده زان شده صفاییکاین مدرسه منزل عوام است
هوش مصنوعی: در میکده فضایی ایجاد شده که این مدرسه برای مردم عادی است.