شمارهٔ ۱۰
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر بزرگ ایرانی نشاندهنده عشق و علاقه عمیق او به معشوق است. شاعر به دل اشاره میکند که اگر یار یک لحظه هم همراه او باشد، این برایش کافی است و او را به پادشاهی هر دو جهان میرساند. او از این میگوید که هیچکس را ندیده که به زیبایی محبوبش مفتون نشده باشد و همواره دلی شکسته در پی اوست. شاعر از این میگوید که حاضر است هر مقدار غلامی برای محبوبش باشد، و خود را فدای او میکند. شاعر هیچکس را به محبوبش نمیسازد و به عشق او مشغول است. او از دل گمشدهاش در پی محبوبش غمگین است و در آخر، از درد و غم یاد میکند که تا زمانی که محبوب زنده است، او نیز درد عشق را تحمل میکند.
ای دل اگر این یار دمی یار تو باشدشاهنشهی هردو جهان عار تو باشد
هوش مصنوعی: ای دل، اگر این معشوق لحظهای تو را یاری کند، او همانی است که هر دو جهان در برابرش ناچیز و بیارزش هستند.
یکدل نشنیدیم که مفتون تو نبودیک سینه ندیدیم که بی خار تو باشد
هوش مصنوعی: هیچکس را ندیدیم که به تو دل نبسته باشد و هیچکس را ندیدیم که بدون درد و رنج عشق تو زندگی کند.
روزی بشمارد گرت از خیل غلامانصد یوسف آزاد خریدار تو باشد
هوش مصنوعی: اگر روزی به محاسبه بپردازی و از میان هزاران یوسف آزاد، کسی را پیدا کنی که خریدار تو باشد، به ارزش و مقام تو پی میبری.
من خاک ره آنکه ره کوی تو پویدمن کشته آن دل که گرفتار تو باشد
هوش مصنوعی: من همچون خاکی هستم که در مسیر عشق تو افتاده است و جانم فدای دلی است که به عشق تو اسیر است.
هرگز به کسی رشک نبردم بجز آنکسکو را نظری گاه به رخسار تو باشد
هوش مصنوعی: هرگز نسبت به کسی حسادت نکردم، جز آن کسی که نگاهی به چهره تو دارد.
عزم سفر کوی بتان کرده ای ای دلرو رو که خدا یار و نگهدار تو باشد
هوش مصنوعی: ای دل، تصمیم به سفر به سوی محبوبان گرفتهای؛ برو که خداوند همراه و نگهدار تو خواهد بود.
گم شد ز بر من دل و آن است گمانمکاندر شکن طرّه طرار تو باشد
هوش مصنوعی: دل من از پیش من رفته و من گمان میکنم که آن در میان موهای پر پیچ و تاب تو پنهان شده است.
درمان چه کنی درد صفایی بگذارشتا زنده بود خسته و بیمار تو باشد
هوش مصنوعی: به چه درمانی میتوانی برای درد دل شادابی بیندیشی، وقتی که آن درد تا زمانی که زندهای، تو را خسته و بیمار نگاه داشته است؟