شمارهٔ ۱۰۵
هوش مصنوعی: این متن به وضعیتی دردناک از قومی اشاره دارد که از ظلم و ستم رنج میبرد و در «دور فلک» آسیبدیدهاند. افراد این قوم، به نام «میپرستان»، با قلبهایی پر از درد و خون، در حال زندگی مانند مردگانی بیاحساس به سر میبرند. آنها در کنار بیگانگان و حتی در ارتباط با همنژادان خود، همواره در حال افتخار هستند، ولی این افتخار بیمعناست. در گوشهای دیگر، اشاره به این است که فارسها، که خود باید در اوج باشند، در وضعی ضعیف و بیرمق به سر میبرند. در پایان، نویسنده به وضعیت دودمان سیروس، اشاره میکند و از اینکه چگونه این قوم به این حال در آمدهاند، ابراز تاسف میکند.
میْپرستانی که از دور فلک آزردهاندهمچو خم از ساغر دل دورها خون خوردهاند
هوش مصنوعی: عاشقانی که از دوری آسمان نگران و بیقرارند، مانند خم شراب که از ساغر دور شده، به خاطر دوری محبوب خود خون دل میخورند.
نیست حق زندگی آن قوم را کز بیحسیمردگان زنده بلکه زندگان مردهاند
هوش مصنوعی: حقی برای زندگی آن قوم وجود ندارد که از بیاحساسی مردگان جان گرفتهاند؛ بلکه این زندگان هستند که مانند مردگان زندگی میکنند.
در بر بیگانه و خویشند دایم سرفرازبهر حق خویش آن قومی که پا بفشردهاند
هوش مصنوعی: در جمع غریبهها و آشنایان، همیشه با افتخار به حق و حقوق خود توجه دارند، آن گروهی که پا را بر زمین محکم گذاشتهاند و بر حقوق خود پافشاری میکنند.
فارسان فارس را پای فرس گر لنگ نیستاهل عالم از چه زیشان گوی سبقت بردهاند
هوش مصنوعی: اهل فارس در میدان مبارزه، اگر چه اسبشان لنگ باشد، همچنان با مهارت و تلاش، از دیگران پیشی میگیرند و به موفقیت دست پیدا میکنند.
دوده سیروس را یارب چه آمد کاینچنینبیدل و بیخون و سست و جامد و افسردهاند
هوش مصنوعی: ای خدا، چه بر سر دودمان سیروس آمده که اینگونه بیاحساس و بیعاطفه، ضعیف و بیجان و افسرده به نظر میرسند؟