شمارهٔ ۱۱۹
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و زیبایی پرداخته است. شاعر از غیبت معشوق و آرزوی دیدارش سخن میگوید و با استفاده از تصاویری از طبیعت، به دنبال نشان دادن زیباییها و همچنین درد و رنج ناشی از فراق است. او به تردید و ناامیدی در زندگی انسانها اشاره میکند و به طور کلی در جستجوی پاسخ پرسشهای عمیق و وجودی است. شاعر در نهایت از غم و محنتی که در دلش دارد، سخن میگوید و به یاد روزهای خوش و فرحبخش میافتد که در یادش گم شدهاند.
دی تا دل شب آن بت طناز کجا بود؟تا عقده ز دل باز کند باز کجا بود؟
هوش مصنوعی: دی شب تا نیمه شب آن معشوق زیبا کجا بود؟ تا بتواند غم و درد دل را باز کند و آرامش بخشد، کجا بود؟
گر زیر پر خود نکنم سر چکنم مندر دام، توانائی پرواز کجا بود
هوش مصنوعی: اگر زیر بالِ خودم نروم، حتماً در دام میافتم، در چنین حالی چطور میتوانم پرواز کنم؟
تا بر سر شمشاد چمن پای بکوبدتردستی آن سرو سرافراز کجا بود
هوش مصنوعی: کجا میتوان تردستی و زیبایی آن سرو بلند را دید که بر بالای شمشاد چمن پا بزند؟
از حرص بود آنچه رسد بر سر آدمدر جنس بشر این طمع و آز کجا بود
هوش مصنوعی: آدمی به دلیل حرص و آز خود به رنجها و مشکلاتی دچار میشود که در نوع بشر وجود دارد. این طمع و خواستههای بیپایان از کجا ناشی میشود؟
تا کی پی آوازه روانیم ندانیمخواننده این پرده آواز کجا بود
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به دنبال صدای زیبایی میگردیم، اما نمیدانیم این خواننده که چنین آوازی را میخواند، کجاست.
از جور همه خانه خرابیم خدایااین فتنه گر خانه برانداز کجا بود
هوش مصنوعی: خدایا، به خاطر ظلم و ستم همه ما در خانههایمان ویران شدهایم. این فتنهانگیزی که باعث نابودی خانههایمان شده، کجاست؟
با این غم و این محنت و این سوز نهانیدر فرخی این طبع غزلساز کجا بود
هوش مصنوعی: با این همه غم و رنج و سوز در درون، کجا میتوانم در حالتی خوش و سرشار از شادی و شعر بسر برم؟